upholder

[ایالات متحده]/ʌp'həuldə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامی؛ v. مدافع
Word Forms
جمعupholders

جملات نمونه

he was an upholder of convention and correct form.

او از حامیان کنوانسیون و فرم صحیح بود.

an upholder of justice

حامی عدالت

to be an upholder of tradition

برای حفظ سنت‌ها

as an upholder of the law

به عنوان حامی قانون

to act as an upholder of peace

به عنوان حامی صلح عمل کند

an upholder of human rights

حامی حقوق بشر

to be a strong upholder of ethics

به عنوان یک حامی قوی اخلاق

as an upholder of democracy

به عنوان حامی دموکراسی

to serve as an upholder of truth

به عنوان حامی حقیقت خدمت کند

an upholder of freedom of speech

حامی آزادی بیان

to become an upholder of equality

به حامی برابری تبدیل شود

نمونه‌های واقعی

Science in all its branches — physics, chemistry, biology, and psychology — is the servant and upholder of this system.

علم در همه شاخه‌ها - فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و روان‌شناسی - خادم و حامی این سیستم است.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

The Burden of Proof Intelligent sceptics know that the burden of proving a hypothesis must invariably fall on them, as the challengers to the status quo, and not on the upholders

بار اثبات این واقعیت را که بار اثبات یک فرضیه باید به ناچار بر عهده کسانی باشد که به عنوان چالشگران وضعیت موجود هستند، متوجه هستند و نه بر عهده حامیان.

منبع: Cultural Discussions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید