used-up batteries
باتریهای تمام شده
used-up time
وقت تمام شده
get used-up
تمام شود
used-up energy
انرژی تمام شده
used-up resources
منابع تمام شده
feeling used-up
احساس خستگی و فرسودگی
completely used-up
کاملاً تمام شده
used-up credit
اعتبارهای مصرف شده
used-up ideas
ایدههای مصرف شده
we’re all used-up after the long hike.
ما بعد از پیادهروی طولانی خسته و تحلیل رفتهایم.
the printer cartridge is completely used-up.
کارتریج چاپگر کاملاً تمام شده است.
i’ve used-up all my vacation days for the year.
من تمام روزهای تعطیلاتم را برای سال استفاده کردهام.
the budget is used-up; we need to request more funds.
بودجه تمام شده است؛ ما باید درخواست بودجه بیشتری کنیم.
he’s used-up all his savings on the new car.
او تمام پس اندازهایش را برای ماشین جدید استفاده کرده است.
the well has run dry; it’s used-up of water.
چاه خشک شده است؛ دیگر آبی ندارد.
we used-up all the cookies at the party.
ما تمام بیسکویتها را در مهمانی خوردیم.
the company’s resources were used-up during the crisis.
منابع شرکت در طول بحران استفاده شدند.
i’ve used-up my time; i need to leave now.
وقتم تمام شده است؛ من الان باید بروم.
the team’s energy was used-up after the intense game.
انرژی تیم پس از بازی شدید تحلیل رفت.
they used-up all the available parking spaces.
آنها تمام جای پارکهای موجود را استفاده کردند.
used-up batteries
باتریهای تمام شده
used-up time
وقت تمام شده
get used-up
تمام شود
used-up energy
انرژی تمام شده
used-up resources
منابع تمام شده
feeling used-up
احساس خستگی و فرسودگی
completely used-up
کاملاً تمام شده
used-up credit
اعتبارهای مصرف شده
used-up ideas
ایدههای مصرف شده
we’re all used-up after the long hike.
ما بعد از پیادهروی طولانی خسته و تحلیل رفتهایم.
the printer cartridge is completely used-up.
کارتریج چاپگر کاملاً تمام شده است.
i’ve used-up all my vacation days for the year.
من تمام روزهای تعطیلاتم را برای سال استفاده کردهام.
the budget is used-up; we need to request more funds.
بودجه تمام شده است؛ ما باید درخواست بودجه بیشتری کنیم.
he’s used-up all his savings on the new car.
او تمام پس اندازهایش را برای ماشین جدید استفاده کرده است.
the well has run dry; it’s used-up of water.
چاه خشک شده است؛ دیگر آبی ندارد.
we used-up all the cookies at the party.
ما تمام بیسکویتها را در مهمانی خوردیم.
the company’s resources were used-up during the crisis.
منابع شرکت در طول بحران استفاده شدند.
i’ve used-up my time; i need to leave now.
وقتم تمام شده است؛ من الان باید بروم.
the team’s energy was used-up after the intense game.
انرژی تیم پس از بازی شدید تحلیل رفت.
they used-up all the available parking spaces.
آنها تمام جای پارکهای موجود را استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید