used-up

[ایالات متحده]/[juːzd ʌp]/
[بریتانیا]/[juːzd ʌp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مصرف شده؛ فرسوده؛ خسته و بی‌انرژی.
v. مصرف کردن؛ فرسوده کردن.
adv. کاملاً مصرف شده یا فرسوده.

عبارات و ترکیب‌ها

used-up batteries

باتری‌های تمام شده

used-up time

وقت تمام شده

get used-up

تمام شود

used-up energy

انرژی تمام شده

used-up resources

منابع تمام شده

feeling used-up

احساس خستگی و فرسودگی

completely used-up

کاملاً تمام شده

used-up credit

اعتبارهای مصرف شده

used-up ideas

ایده‌های مصرف شده

جملات نمونه

we’re all used-up after the long hike.

ما بعد از پیاده‌روی طولانی خسته و تحلیل رفته‌ایم.

the printer cartridge is completely used-up.

کارتریج چاپگر کاملاً تمام شده است.

i’ve used-up all my vacation days for the year.

من تمام روزهای تعطیلاتم را برای سال استفاده کرده‌ام.

the budget is used-up; we need to request more funds.

بودجه تمام شده است؛ ما باید درخواست بودجه بیشتری کنیم.

he’s used-up all his savings on the new car.

او تمام پس اندازهایش را برای ماشین جدید استفاده کرده است.

the well has run dry; it’s used-up of water.

چاه خشک شده است؛ دیگر آبی ندارد.

we used-up all the cookies at the party.

ما تمام بیسکویت‌ها را در مهمانی خوردیم.

the company’s resources were used-up during the crisis.

منابع شرکت در طول بحران استفاده شدند.

i’ve used-up my time; i need to leave now.

وقتم تمام شده است؛ من الان باید بروم.

the team’s energy was used-up after the intense game.

انرژی تیم پس از بازی شدید تحلیل رفت.

they used-up all the available parking spaces.

آنها تمام جای پارک‌های موجود را استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید