vacationer

[ایالات متحده]/veɪˈkeɪʃənə/
[بریتانیا]/veɪˈkeɪʃənər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در تعطیلات است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

happy vacationer

گردشگر خوشحال

experienced vacationer

گردشگر با تجربه

frequent vacationer

گردشگر مکرر

budget vacationer

گردشگر کم هزینه

adventurous vacationer

گردشگر ماجراجو

relaxed vacationer

گردشگر آرام

cautious vacationer

گردشگر محتاط

first-time vacationer

گردشگر برای اولین بار

solo vacationer

گردشگر تنها

family vacationer

گردشگر خانوادگی

جملات نمونه

the vacationer enjoyed the beautiful beach.

گردشگر از ساحل زیبا لذت برد.

many vacationers flock to this resort every summer.

هر ساله‌ی تابستان، گردشگران زیادی به این استراحتگاه هجوم می‌آورند.

the vacationer took plenty of photos during the trip.

گردشگر در طول سفر عکس‌های زیادی گرفت.

as a vacationer, it's important to relax and unwind.

به عنوان یک گردشگر، استراحت و آرامش مهم است.

vacationers often seek local cuisine to try.

گردشگران اغلب به دنبال غذاهای محلی برای امتحان کردن هستند.

the vacationer was thrilled to explore the new city.

گردشگر از کاوش در شهر جدید هیجان‌زده بود.

many vacationers prefer all-inclusive packages.

بسیاری از گردشگران بسته‌های شامل همه چیز را ترجیح می‌دهند.

the vacationer found a great deal on flights.

گردشگر یک معامله عالی برای پروازها پیدا کرد.

vacationers should always check the weather forecast.

گردشگران همیشه باید پیش‌بینی آب و هوا را بررسی کنند.

the friendly staff made the vacationer feel at home.

پرسنل دوستانه باعث شدند گردشگر احساس کند در خانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید