value-for-money

[ایالات متحده]/[ˈvæljuː fər ˈmʌni]/
[بریتانیا]/[ˈvæljuː fər ˈmʌni]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار ارزش یا کیفیتی که در ازای بهای پرداخت شده به دست می‌آورید؛ محصول یا خدمتی که ارزش خوبی در برابر قیمت ارائه می‌دهد.
adv. با در نظر گرفتن قیمت.

عبارات و ترکیب‌ها

great value-for-money

ارزش خوب در برابر پول

value-for-money product

محصول با ارزش مناسب

offering value-for-money

ارائه ارزش مناسب در برابر پول

excellent value-for-money

ارزش بسیار خوب در برابر پول

seeking value-for-money

به دنبال ارزش مناسب در برابر پول

value-for-money deal

معامله با ارزش مناسب

best value-for-money

بهترین ارزش در برابر پول

providing value-for-money

ارائه ارزش مناسب در برابر پول

good value-for-money

ارزش خوب در برابر پول

جملات نمونه

this hotel offers excellent value-for-money, especially considering its central location.

این هتل ارزش بسیار خوبی نسبت به پول ارائه می‌دهد، به خصوص با توجه به موقعیت مرکزی آن.

we're looking for a value-for-money car that's reliable and fuel-efficient.

ما به دنبال یک خودرو با ارزش مناسب نسبت به پول هستیم که قابل اعتماد و کم‌مصرف باشد.

the restaurant provides great value-for-money with its generous portions and delicious food.

رستوران با سهم‌های سخاوتمندانه و غذای خوشمزه خود، ارزش بسیار خوبی نسبت به پول ارائه می‌دهد.

compared to other options, this product represents exceptional value-for-money.

در مقایسه با سایر گزینه‌ها، این محصول نشان‌دهنده ارزش استثنایی نسبت به پول است.

the airline ticket was a fantastic value-for-money deal, especially during peak season.

بلیط هواپیما یک معامله فوق‌العاده با ارزش مناسب نسبت به پول بود، به خصوص در فصل اوج.

we found a value-for-money package holiday that included flights and accommodation.

ما یک تعطیلات بسته‌بندی با ارزش مناسب نسبت به پول پیدا کردیم که شامل پرواز و اقامت بود.

the company aims to provide value-for-money services without compromising on quality.

این شرکت هدف دارد خدمات با ارزش مناسب نسبت به پول ارائه دهد بدون اینکه کیفیت را به خطر بیندازد.

it's hard to beat this phone for value-for-money in the current market.

سخت است که این تلفن را از نظر ارزش مناسب نسبت به پول در بازار فعلی شکست داد.

the students were impressed by the value-for-money of the university's education.

دانشجویان تحت تأثیر ارزش مناسب نسبت به پول آموزش دانشگاه قرار گرفتند.

we prioritize value-for-money when choosing new appliances for the home.

ما در هنگام انتخاب لوازم خانگی جدید، ارزش مناسب نسبت به پول را در اولویت قرار می‌دهیم.

the event offered a great value-for-money experience with workshops and networking opportunities.

این رویداد یک تجربه با ارزش مناسب نسبت به پول با کارگاه‌ها و فرصت‌های شبکه‌سازی ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید