vanquish

[ایالات متحده]/ˈvæŋkwɪʃ/
[بریتانیا]/ˈvæŋkwɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تسخیر کردن، شکست دادن، غلبه کردن؛ سرکوب کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلvanquished
صفت یا فعل حال استمراریvanquishing
شکل سوم شخص مفردvanquishes
زمان گذشتهvanquished

جملات نمونه

He tried to vanquish his fears.

او سعی کرد ترس‌های خود را از بین ببرد.

he successfully vanquished his rival.

او با موفقیت رقیب خود را شکست داد.

The forces of Napoleon were vanquished at Waterloo.

نیروهای ناپلئون در واتلو شکست خوردند.

Success vanquished their fears.See Synonyms at defeat

موفقیت ترس‌های آنها را از بین برد. به مترادف‌ها در شکست نگاه کنید.

I vanquished her coldness with my assiduity.

من سرسختی او را با پشتکارم شکستم.

She had fought many battles, vanquished many foes.

او جنگ‌های زیادی کرده بود، دشمنان زیادی را شکست داده بود.

نمونه‌های واقعی

At first she shivered from her fear but at last she could vanquish it.

در ابتدا او از ترس لرزید اما سرانجام توانست آن را شکست دهد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

His tall opponent was not to be vanquished. He bid forty thousand.

حریف بلند قدش قرار نبود شکست بخورد. او چهل هزار پیشنهاد کرد.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

No one in the field expects HIV to be vanquished in the next year or so.

هیچ‌کس در این زمینه انتظار ندارد HIV در سال آینده یا بیشتر شکست داده شود.

منبع: Time

This trend, predictably, is leading to the resurgence of diseases considered vanquished long ago.

این روند، به طور قابل پیش‌بینی، منجر به بازگشت بیماری‌هایی که مدت طولانی پیش شکست خورده بودند، شده است.

منبع: The Economist - International

To vanquish The Nyx, it's the only way.

برای شکست دادن نیکس، تنها راه این است.

منبع: Lost Girl Season 05

The Confederacy lost the war and was vanquished from history.

کنفدراسیون جنگ را باخت و از تاریخ محو شد.

منبع: Realm of Legends

Famine has not been vanquished, although it could be. Children still suffer.

گرسنگی هنوز شکست داده نشده است، اگرچه می‌توان آن را شکست داد. کودکان هنوز هم رنج می‌کشند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

So well he bears it, he doth vanquish me. My boy! my boy!

او آن را آنقدر خوب تحمل می‌کند که باعث می‌شود من شکست بخورم. پسر من! پسر من!

منبع: American Original Language Arts Volume 5

But, as we begin, the war has seemingly been won, the enemy vanquished.

اما، همانطور که شروع می‌کنیم، به نظر می‌رسد جنگ برنده شده است، دشمن شکست خورده است.

منبع: Selected English short passages

In June he announced that Tanzania had become the first country in the world to vanquish the coronavirus.

در ماه ژوئن، او اعلام کرد که تانزانیا اولین کشوری در جهان شده است که ویروس کرونا را شکست داده است.

منبع: VOA Standard English_Africa

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید