vanquishing

[ایالات متحده]/ˈvæŋkwɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvæŋkwɪʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکست دادن یا غلبه بر یک حریف یا مانع

عبارات و ترکیب‌ها

vanquishing fears

غلبه بر ترس‌ها

vanquishing doubts

غلبه بر تردیدها

vanquishing enemies

غلبه بر دشمنان

vanquishing challenges

غلبه بر چالش‌ها

vanquishing obstacles

غلبه بر موانع

vanquishing negativity

غلبه بر منفی‌گرایی

vanquishing pain

غلبه بر درد

vanquishing stress

غلبه بر استرس

vanquishing limits

غلبه بر محدودیت‌ها

جملات نمونه

vanquishing fear is essential for personal growth.

غلبه بر ترس برای رشد شخصی ضروری است.

the hero is known for vanquishing evil forces.

قهرمان به خاطر شکست دادن نیروهای شر شناخته می‌شود.

vanquishing challenges can lead to great achievements.

غلبه بر چالش‌ها می‌تواند منجر به دستاورد‌های بزرگ شود.

she focused on vanquishing her self-doubt.

او بر از بین بردن تردید در خود تمرکز کرد.

vanquishing ignorance is vital for a better society.

غلبه بر نادانی برای داشتن یک جامعه بهتر حیاتی است.

the team succeeded in vanquishing their rivals.

تیم در شکست دادن رقبای خود موفق عمل کرد.

vanquishing obstacles requires determination and effort.

غلبه بر موانع نیاز به اراده و تلاش دارد.

he achieved his goal by vanquishing procrastination.

او با از بین بردن تعلل به هدف خود دست یافت.

vanquishing hatred can lead to lasting peace.

غلبه بر نفرت می‌تواند منجر به صلح پایدار شود.

vanquishing addiction is a challenging but rewarding journey.

غلبه بر اعتیاد یک سفر چالش برانگیز اما پاداش دهنده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید