vaunt

[ایالات متحده]/vɔːnt/
[بریتانیا]/vɔnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. خودستایی کردن; لاف زدن
vt. خودستایی کردن; لاف زدن
n. خودستایی; لاف زدن
Word Forms
زمان گذشتهvaunted
قسمت سوم فعلvaunted
شکل سوم شخص مفردvaunts
صفت یا فعل حال استمراریvaunting
جمعvaunts

جملات نمونه

vaunt of one’s success

افتخار به موفقیت

the much vaunted information superhighway.

خیابان بزرگراه اطلاعات بسیار مشهور.

Vaunter and liar are near akin.

خودست و دروغگو بسیار نزدیک هستند.

A vaunter and a liar are near akin.

یک خودستال و یک دروغگو بسیار نزدیک هستند.

She loves to vaunt her new car to everyone.

او عاشق به رخ کشیدن ماشین جدیدش برای همه است.

He tends to vaunt his achievements at work.

او معمولاً دستاوردهای خود را در محل کار به رخ می‌کشد.

Don't vaunt your wealth in front of others.

ثروت خود را در برابر دیگران به رخ نکشید.

She always vaunts about her cooking skills.

او همیشه در مورد مهارت‌های آشپزی خود به رخ می‌کشد.

He likes to vaunt his knowledge of history.

او دوست دارد دانش خود در مورد تاریخ را به رخ بکشد.

It's not polite to vaunt your success in front of those who are struggling.

به رخ کشیدن موفقیت خود در برابر کسانی که با مشکل مواجه هستند، مؤدبانه نیست.

She couldn't help but vaunt about her promotion at work.

او نتوانست از به رخ کشیدن ارتقای شغلی خود در محل کار خودداری کند.

He vaunts his connections with influential people.

او ارتباطات خود با افراد влиятельный را به رخ می‌کشد.

The company's CEO likes to vaunt their market dominance.

مدیر عامل شرکت دوست دارد برتری بازار خود را به رخ بکشد.

She vaunted her ability to speak multiple languages.

او توانایی خود در صحبت کردن به چندین زبان را به رخ کشید.

نمونه‌های واقعی

Nor did he care about any of the trappings of the game, or vaunt his glories.

او به هیچ یک از زرق و برق‌های بازی اهمیتی نمی‌داد، یا دلاوری‌های خود را ستایش نمی‌کرد.

منبع: The Economist - Comprehensive

A man who could never sufficiently vaunt himself a self-made man.

مردی که هرگز نمی‌توانست خود را به عنوان یک مرد خودساخته به اندازه کافی ستایش کند.

منبع: Difficult Times (Part 1)

All men vaunt it, and declare that it is theirs; but the hearts of most are set elsewhere.

همه مردان آن را ستایش می‌کنند و اعلام می‌کنند که متعلق به آنهاست؛ اما دل بسیاری از آنها در جای دیگری قرار دارد.

منبع: The places where angels dare not tread.

'Indeed? Why then have you never mentioned his name to me? Your Aunt lanched out in praise of his Friend, and you vaunted Ambrosio's eloquence: But Neither said a word of Don Lorenzo's person and accomplishments.

واقعا؟ چرا تا به حال نام او را به من نگفته اید؟ عمه شما در تعریف دوستش صحبت کرد و شما از فصاحت آمبروزیو تعریف کردید: اما هیچ کدام در مورد شخصیت و دستاوردهای دون لورنزو چیزی نگفتند.

منبع: Monk (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید