veers off
منحرف میشود
veers towards
به سمت منحرف میشود
veers away
دور میشود
veers left
به چپ منحرف میشود
veers right
به راست منحرف میشود
veers back
به عقب منحرف میشود
veers down
به سمت پایین منحرف میشود
veers up
به سمت بالا منحرف میشود
veers sharply
به طور ناگهانی منحرف میشود
veers suddenly
ناگهان منحرف میشود
as the car veers to the left, the driver quickly adjusts the steering.
همانطور که ماشین به سمت چپ منحرف میشود، راننده به سرعت فرمان را تنظیم میکند.
the conversation veers off topic when someone mentions politics.
وقتی کسی از سیاست صحبت میکند، گفتگو از موضوع اصلی منحرف میشود.
sometimes, life veers in unexpected directions.
گاهی اوقات، زندگی به سمت مسیرهای غیرمنتظره منحرف میشود.
as the discussion veers into personal matters, i feel uncomfortable.
همانطور که بحث وارد مسائل شخصی میشود، احساس ناراحتی میکنم.
when the weather changes, the boat often veers off course.
وقتی هوا تغییر میکند، قایق اغلب از مسیر اصلی منحرف میشود.
the plot of the movie veers into fantasy halfway through.
در اواسط فیلم، داستان وارد فانتزی میشود.
his thoughts often veer toward the past during quiet moments.
در آرامش، افکار او اغلب به سمت گذشته منحرف میشوند.
when she gets excited, her speech tends to veer off track.
وقتی هیجانزده میشود، صحبتهایش معمولاً از مسیر خارج میشود.
the cyclist veers around the pothole to avoid a fall.
دوچرخهسوار برای جلوگیری از افتادن، از کنار چال منحرف میشود.
as the meeting progresses, the agenda often veers into unrelated discussions.
همانطور که جلسه پیش میرود، دستور کار اغلب به بحثهای نامرتبط منحرف میشود.
veers off
منحرف میشود
veers towards
به سمت منحرف میشود
veers away
دور میشود
veers left
به چپ منحرف میشود
veers right
به راست منحرف میشود
veers back
به عقب منحرف میشود
veers down
به سمت پایین منحرف میشود
veers up
به سمت بالا منحرف میشود
veers sharply
به طور ناگهانی منحرف میشود
veers suddenly
ناگهان منحرف میشود
as the car veers to the left, the driver quickly adjusts the steering.
همانطور که ماشین به سمت چپ منحرف میشود، راننده به سرعت فرمان را تنظیم میکند.
the conversation veers off topic when someone mentions politics.
وقتی کسی از سیاست صحبت میکند، گفتگو از موضوع اصلی منحرف میشود.
sometimes, life veers in unexpected directions.
گاهی اوقات، زندگی به سمت مسیرهای غیرمنتظره منحرف میشود.
as the discussion veers into personal matters, i feel uncomfortable.
همانطور که بحث وارد مسائل شخصی میشود، احساس ناراحتی میکنم.
when the weather changes, the boat often veers off course.
وقتی هوا تغییر میکند، قایق اغلب از مسیر اصلی منحرف میشود.
the plot of the movie veers into fantasy halfway through.
در اواسط فیلم، داستان وارد فانتزی میشود.
his thoughts often veer toward the past during quiet moments.
در آرامش، افکار او اغلب به سمت گذشته منحرف میشوند.
when she gets excited, her speech tends to veer off track.
وقتی هیجانزده میشود، صحبتهایش معمولاً از مسیر خارج میشود.
the cyclist veers around the pothole to avoid a fall.
دوچرخهسوار برای جلوگیری از افتادن، از کنار چال منحرف میشود.
as the meeting progresses, the agenda often veers into unrelated discussions.
همانطور که جلسه پیش میرود، دستور کار اغلب به بحثهای نامرتبط منحرف میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید