car swerves
خودرو منحرف میشود
road swerves
جاده منحرف میشود
bike swerves
دوچرخه منحرف میشود
driver swerves
راننده منحرف میشود
vehicle swerves
وسیله نقلیه منحرف میشود
swiftly swerves
به سرعت منحرف میشود
suddenly swerves
ناگهان منحرف میشود
motorcycle swerves
موتورسیکلت منحرف میشود
traffic swerves
ترافیک منحرف میشود
caravan swerves
کاروان منحرف میشود
the car swerves to avoid hitting a pedestrian.
خودرو برای جلوگیری از برخورد با یک عابر پیاده منحرف میشود.
he swerves between the trees while riding his bike.
او در حالی که دوچرخه سواری میکند، بین درختان منحرف میشود.
the driver swerves sharply to dodge the pothole.
راننده برای جاخالی دادن به گودال به شدت منحرف میشود.
she swerves left to miss the oncoming traffic.
او به سمت چپ منحرف میشود تا از ترافیک روبرو جا خالی کند.
the motorcycle swerves dangerously around the corner.
موتورسیکلت به طور خطرناکی در پیچ منحرف میشود.
he swerves his attention to the new project.
او توجه خود را به پروژه جدید منحرف میکند.
the athlete swerves past his opponents with ease.
ورزشکار با سهولت از کنار حریفان خود عبور میکند.
as the storm approaches, the boat swerves to stay upright.
همانطور که طوفان نزدیک میشود، قایق برای حفظ تعادل خود منحرف میشود.
she swerves her thoughts away from negativity.
او افکار خود را از منفیگرایی دور میکند.
the dog swerves to chase after the ball.
سگ برای تعقیب توپ منحرف میشود.
car swerves
خودرو منحرف میشود
road swerves
جاده منحرف میشود
bike swerves
دوچرخه منحرف میشود
driver swerves
راننده منحرف میشود
vehicle swerves
وسیله نقلیه منحرف میشود
swiftly swerves
به سرعت منحرف میشود
suddenly swerves
ناگهان منحرف میشود
motorcycle swerves
موتورسیکلت منحرف میشود
traffic swerves
ترافیک منحرف میشود
caravan swerves
کاروان منحرف میشود
the car swerves to avoid hitting a pedestrian.
خودرو برای جلوگیری از برخورد با یک عابر پیاده منحرف میشود.
he swerves between the trees while riding his bike.
او در حالی که دوچرخه سواری میکند، بین درختان منحرف میشود.
the driver swerves sharply to dodge the pothole.
راننده برای جاخالی دادن به گودال به شدت منحرف میشود.
she swerves left to miss the oncoming traffic.
او به سمت چپ منحرف میشود تا از ترافیک روبرو جا خالی کند.
the motorcycle swerves dangerously around the corner.
موتورسیکلت به طور خطرناکی در پیچ منحرف میشود.
he swerves his attention to the new project.
او توجه خود را به پروژه جدید منحرف میکند.
the athlete swerves past his opponents with ease.
ورزشکار با سهولت از کنار حریفان خود عبور میکند.
as the storm approaches, the boat swerves to stay upright.
همانطور که طوفان نزدیک میشود، قایق برای حفظ تعادل خود منحرف میشود.
she swerves her thoughts away from negativity.
او افکار خود را از منفیگرایی دور میکند.
the dog swerves to chase after the ball.
سگ برای تعقیب توپ منحرف میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید