daily vexations
آشفتگیهای روزانه
minor vexations
آشفتگیهای جزئی
life's vexations
آشفتگیهای زندگی
vexations of life
آشفتگیهای زندگی
vexations abound
آشفتگیها فراوان است
vexations arise
آشفتگیها پدید میآیند
vexations persist
آشفتگیها ادامه مییابد
vexations increase
آشفتگیها افزایش مییابد
vexations mount
آشفتگیها بالا میرود
vexations resolved
آشفتگیها حل شد
his vexations were evident in his frustrated tone.
ناراحتیهای او در لحن ناامیدانهاش آشکار بود.
she shared her vexations about work with her friend.
او ناراحتیهای خود در مورد کار را با دوستش در میان گذاشت.
the constant delays caused him great vexations.
تاخیرهای مداوم باعث ناراحتیهای زیادی برای او شد.
vexations in life can often lead to personal growth.
ناراحتیهای زندگی اغلب میتوانند منجر به رشد شخصی شوند.
he tried to ignore the vexations of daily life.
او سعی کرد ناراحتیهای زندگی روزمره را نادیده بگیرد.
her vexations were soothed by a long walk in nature.
ناراحتیهای او با یک پیادهروی طولانی در طبیعت تسکین یافت.
they discussed their vexations over dinner.
آنها ناراحتیهای خود را در طول شام مورد بحث قرار دادند.
finding solutions to vexations can be challenging.
پیدا کردن راهحل برای ناراحتیها میتواند چالشبرانگیز باشد.
his vexations about the project were shared by the entire team.
ناراحتیهای او در مورد پروژه با کل تیم به اشتراک گذاشته شد.
she wrote in her journal to express her vexations.
او در دفترچه خاطرات خود نوشت تا ناراحتیهای خود را بیان کند.
daily vexations
آشفتگیهای روزانه
minor vexations
آشفتگیهای جزئی
life's vexations
آشفتگیهای زندگی
vexations of life
آشفتگیهای زندگی
vexations abound
آشفتگیها فراوان است
vexations arise
آشفتگیها پدید میآیند
vexations persist
آشفتگیها ادامه مییابد
vexations increase
آشفتگیها افزایش مییابد
vexations mount
آشفتگیها بالا میرود
vexations resolved
آشفتگیها حل شد
his vexations were evident in his frustrated tone.
ناراحتیهای او در لحن ناامیدانهاش آشکار بود.
she shared her vexations about work with her friend.
او ناراحتیهای خود در مورد کار را با دوستش در میان گذاشت.
the constant delays caused him great vexations.
تاخیرهای مداوم باعث ناراحتیهای زیادی برای او شد.
vexations in life can often lead to personal growth.
ناراحتیهای زندگی اغلب میتوانند منجر به رشد شخصی شوند.
he tried to ignore the vexations of daily life.
او سعی کرد ناراحتیهای زندگی روزمره را نادیده بگیرد.
her vexations were soothed by a long walk in nature.
ناراحتیهای او با یک پیادهروی طولانی در طبیعت تسکین یافت.
they discussed their vexations over dinner.
آنها ناراحتیهای خود را در طول شام مورد بحث قرار دادند.
finding solutions to vexations can be challenging.
پیدا کردن راهحل برای ناراحتیها میتواند چالشبرانگیز باشد.
his vexations about the project were shared by the entire team.
ناراحتیهای او در مورد پروژه با کل تیم به اشتراک گذاشته شد.
she wrote in her journal to express her vexations.
او در دفترچه خاطرات خود نوشت تا ناراحتیهای خود را بیان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید