vexatiously annoying
آزاردهنده به شکل طاقت فرسا
vexatiously difficult
به طرز طاقت فرسایی دشوار
vexatiously persistent
به طرز طاقت فرسایی پیگیر
vexatiously complicated
به طرز طاقت فرسایی پیچیده
vexatiously challenging
به طرز طاقت فرسایی چالش برانگیز
vexatiously lengthy
طولانی و طاقت فرسا
vexatiously unclear
به طرز طاقت فرسایی نامشخص
vexatiously repetitive
به طرز طاقت فرسایی تکراری
vexatiously tedious
به طرز طاقت فرسایی خسته کننده
vexatiously frustrating
به طرز طاقت فرسایی ناامید کننده
she vexatiously interrupted the meeting multiple times.
او چندین بار به طور آزاردهنده جلسه را متوقف کرد.
his vexatiously sarcastic remarks annoyed everyone.
اظهارات طعنه آمیز و آزاردهنده او همه را آزار داد.
the customer complained vexatiously about the service.
مشتری به طور آزاردهنده در مورد خدمات شکایت کرد.
they vexatiously debated the same point over and over.
آنها همان نکته را بارها و بارها به طور آزاردهنده مورد بحث قرار دادند.
her vexatiously persistent questions were exhausting.
سوالات مداوم و آزاردهنده او خسته کننده بود.
he was vexatiously late to every appointment.
او به هر قرار ملاقات به طور آزاردهنده دیر رسید.
they vexatiously pointed out every mistake i made.
آنها هر اشتباهی که من مرتکب شدم را به طور آزاردهنده نشان دادند.
her vexatiously detailed instructions confused the team.
دستورالعمل های دقیق و آزاردهنده او تیم را گیج کرد.
he vexatiously insisted on his opinion despite the evidence.
او با وجود شواهد به طور آزاردهنده اصرار داشت که نظرش را بیان کند.
the negotiations became vexatiously prolonged without resolution.
مذاکرات بدون نتیجه به طور آزاردهنده طولانی شد.
vexatiously annoying
آزاردهنده به شکل طاقت فرسا
vexatiously difficult
به طرز طاقت فرسایی دشوار
vexatiously persistent
به طرز طاقت فرسایی پیگیر
vexatiously complicated
به طرز طاقت فرسایی پیچیده
vexatiously challenging
به طرز طاقت فرسایی چالش برانگیز
vexatiously lengthy
طولانی و طاقت فرسا
vexatiously unclear
به طرز طاقت فرسایی نامشخص
vexatiously repetitive
به طرز طاقت فرسایی تکراری
vexatiously tedious
به طرز طاقت فرسایی خسته کننده
vexatiously frustrating
به طرز طاقت فرسایی ناامید کننده
she vexatiously interrupted the meeting multiple times.
او چندین بار به طور آزاردهنده جلسه را متوقف کرد.
his vexatiously sarcastic remarks annoyed everyone.
اظهارات طعنه آمیز و آزاردهنده او همه را آزار داد.
the customer complained vexatiously about the service.
مشتری به طور آزاردهنده در مورد خدمات شکایت کرد.
they vexatiously debated the same point over and over.
آنها همان نکته را بارها و بارها به طور آزاردهنده مورد بحث قرار دادند.
her vexatiously persistent questions were exhausting.
سوالات مداوم و آزاردهنده او خسته کننده بود.
he was vexatiously late to every appointment.
او به هر قرار ملاقات به طور آزاردهنده دیر رسید.
they vexatiously pointed out every mistake i made.
آنها هر اشتباهی که من مرتکب شدم را به طور آزاردهنده نشان دادند.
her vexatiously detailed instructions confused the team.
دستورالعمل های دقیق و آزاردهنده او تیم را گیج کرد.
he vexatiously insisted on his opinion despite the evidence.
او با وجود شواهد به طور آزاردهنده اصرار داشت که نظرش را بیان کند.
the negotiations became vexatiously prolonged without resolution.
مذاکرات بدون نتیجه به طور آزاردهنده طولانی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید