vexatiously

[ایالات متحده]/vɛkˈseɪʃəsli/
[بریتانیا]/vɛkˈseɪʃəsli/

ترجمه

adv. به طریقی که باعث ناراحتی یا ناامیدی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

vexatiously annoying

آزاردهنده به شکل طاقت فرسا

vexatiously difficult

به طرز طاقت فرسایی دشوار

vexatiously persistent

به طرز طاقت فرسایی پیگیر

vexatiously complicated

به طرز طاقت فرسایی پیچیده

vexatiously challenging

به طرز طاقت فرسایی چالش برانگیز

vexatiously lengthy

طولانی و طاقت فرسا

vexatiously unclear

به طرز طاقت فرسایی نامشخص

vexatiously repetitive

به طرز طاقت فرسایی تکراری

vexatiously tedious

به طرز طاقت فرسایی خسته کننده

vexatiously frustrating

به طرز طاقت فرسایی ناامید کننده

جملات نمونه

she vexatiously interrupted the meeting multiple times.

او چندین بار به طور آزاردهنده جلسه را متوقف کرد.

his vexatiously sarcastic remarks annoyed everyone.

اظهارات طعنه آمیز و آزاردهنده او همه را آزار داد.

the customer complained vexatiously about the service.

مشتری به طور آزاردهنده در مورد خدمات شکایت کرد.

they vexatiously debated the same point over and over.

آنها همان نکته را بارها و بارها به طور آزاردهنده مورد بحث قرار دادند.

her vexatiously persistent questions were exhausting.

سوالات مداوم و آزاردهنده او خسته کننده بود.

he was vexatiously late to every appointment.

او به هر قرار ملاقات به طور آزاردهنده دیر رسید.

they vexatiously pointed out every mistake i made.

آنها هر اشتباهی که من مرتکب شدم را به طور آزاردهنده نشان دادند.

her vexatiously detailed instructions confused the team.

دستورالعمل های دقیق و آزاردهنده او تیم را گیج کرد.

he vexatiously insisted on his opinion despite the evidence.

او با وجود شواهد به طور آزاردهنده اصرار داشت که نظرش را بیان کند.

the negotiations became vexatiously prolonged without resolution.

مذاکرات بدون نتیجه به طور آزاردهنده طولانی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید