vitalising effect
اثر تقویت کننده
vitalising energy
energie تقویت کننده
vitalising influence
تأثیر تقویت کننده
vitalising experience
تجربه تقویت کننده
vitalising atmosphere
اتمسفر تقویت کننده
vitalising presence
وجود تقویت کننده
vitalising process
فرآیند تقویت کننده
vitalising role
نقش تقویت کننده
vitalising force
نیروی تقویت کننده
vitalising impact
تأثیر تقویت کننده
the vitalising effects of the new treatment were immediately noticeable.
اثرات تقویتکننده درمان جدید بهطور فوری قابل مشاهده بود.
regular exercise is vitalising for both body and mind.
ورزش منظم برای بدن و ذهن تقویتکننده است.
the vibrant colours of the garden were truly vitalising.
رنگهای زیبای گیاهان واقعاً تقویتکننده بود.
a morning walk in nature can be incredibly vitalising.
یک پیادهروی صبح در طبیعت میتواند بسیار تقویتکننده باشد.
the vitalising power of music is undeniable.
قدرت تقویتکننده موسیقی قابل انکار است.
we need a vitalising strategy to boost employee morale.
ما به یک استراتژی تقویتکننده برای افزایش روحیه کارکنان نیاز داریم.
the new policy aims to be vitalising for the local economy.
سیاست جدید بهطوری که برای اقتصاد محلی تقویتکننده باشد، طراحی شده است.
sunlight has a vitalising effect on plant growth.
نور خورشید تأثیر تقویتکنندهای بر رشد گیاهان دارد.
the team needed a vitalising win to regain confidence.
تیم به یک پیروزی تقویتکننده برای بازگرداندن اعتماد نیاز داشت.
a healthy diet is vitalising and improves overall well-being.
یک رژیم غذایی سالم تقویتکننده است و به بهبود سلامت کلی کمک میکند.
the artist used vibrant hues to create a vitalising piece.
هنرمند از رنگهای زیبا برای ایجاد یک اثر تقویتکننده استفاده کرد.
vitalising effect
اثر تقویت کننده
vitalising energy
energie تقویت کننده
vitalising influence
تأثیر تقویت کننده
vitalising experience
تجربه تقویت کننده
vitalising atmosphere
اتمسفر تقویت کننده
vitalising presence
وجود تقویت کننده
vitalising process
فرآیند تقویت کننده
vitalising role
نقش تقویت کننده
vitalising force
نیروی تقویت کننده
vitalising impact
تأثیر تقویت کننده
the vitalising effects of the new treatment were immediately noticeable.
اثرات تقویتکننده درمان جدید بهطور فوری قابل مشاهده بود.
regular exercise is vitalising for both body and mind.
ورزش منظم برای بدن و ذهن تقویتکننده است.
the vibrant colours of the garden were truly vitalising.
رنگهای زیبای گیاهان واقعاً تقویتکننده بود.
a morning walk in nature can be incredibly vitalising.
یک پیادهروی صبح در طبیعت میتواند بسیار تقویتکننده باشد.
the vitalising power of music is undeniable.
قدرت تقویتکننده موسیقی قابل انکار است.
we need a vitalising strategy to boost employee morale.
ما به یک استراتژی تقویتکننده برای افزایش روحیه کارکنان نیاز داریم.
the new policy aims to be vitalising for the local economy.
سیاست جدید بهطوری که برای اقتصاد محلی تقویتکننده باشد، طراحی شده است.
sunlight has a vitalising effect on plant growth.
نور خورشید تأثیر تقویتکنندهای بر رشد گیاهان دارد.
the team needed a vitalising win to regain confidence.
تیم به یک پیروزی تقویتکننده برای بازگرداندن اعتماد نیاز داشت.
a healthy diet is vitalising and improves overall well-being.
یک رژیم غذایی سالم تقویتکننده است و به بهبود سلامت کلی کمک میکند.
the artist used vibrant hues to create a vitalising piece.
هنرمند از رنگهای زیبا برای ایجاد یک اثر تقویتکننده استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید