| زمان گذشته | vulgarized |
| قسمت سوم فعل | vulgarized |
| صفت یا فعل حال استمراری | vulgarizing |
| شکل سوم شخص مفرد | vulgarizes |
vulgarize art
توهین به هنر
vulgarize language
توهین به زبان
vulgarize culture
توهین به فرهنگ
vulgarize ideas
توهین به ایدهها
vulgarize concepts
توهین به مفاهیم
vulgarize humor
توهین به شوخ طبعی
vulgarize society
توهین به جامعه
vulgarize knowledge
توهین به دانش
vulgarize themes
توهین به مضامین
vulgarize trends
توهین به روندها
it is important not to vulgarize art.
اهمیت ندارد که هنر را عامیانه جلوه دهیم.
some critics believe that reality tv vulgarizes culture.
برخی از منتقدان معتقدند که تلویزیون واقعیت فرهنگ را عامیانه میکند.
we should aim to elevate discourse, not vulgarize it.
ما باید به دنبال ارتقای گفتمان باشیم، نه عامیانه کردن آن.
vulgarizing language can lead to misunderstandings.
عامیانه کردن زبان میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he was criticized for vulgarizing the original text.
او به خاطر عامیانه کردن متن اصلی مورد انتقاد قرار گرفت.
vulgarizing complex ideas can simplify communication.
عامیانه کردن ایدههای پیچیده میتواند ارتباطات را ساده کند.
many social media platforms tend to vulgarize discussions.
بسیاری از پلتفرمهای رسانههای اجتماعی تمایل دارند بحثها را عامیانه کنند.
they warned that excessive commercialization could vulgarize the brand.
آنها هشدار دادند که تجاریسازی بیش از حد میتواند برند را عامیانه کند.
vulgarizing humor can offend some audiences.
عامیانه کردن طنز میتواند برخی از مخاطبان را ناراحت کند.
efforts to vulgarize science can undermine its importance.
تلاش برای عامیانه کردن علم میتواند اهمیت آن را تضعیف کند.
vulgarize art
توهین به هنر
vulgarize language
توهین به زبان
vulgarize culture
توهین به فرهنگ
vulgarize ideas
توهین به ایدهها
vulgarize concepts
توهین به مفاهیم
vulgarize humor
توهین به شوخ طبعی
vulgarize society
توهین به جامعه
vulgarize knowledge
توهین به دانش
vulgarize themes
توهین به مضامین
vulgarize trends
توهین به روندها
it is important not to vulgarize art.
اهمیت ندارد که هنر را عامیانه جلوه دهیم.
some critics believe that reality tv vulgarizes culture.
برخی از منتقدان معتقدند که تلویزیون واقعیت فرهنگ را عامیانه میکند.
we should aim to elevate discourse, not vulgarize it.
ما باید به دنبال ارتقای گفتمان باشیم، نه عامیانه کردن آن.
vulgarizing language can lead to misunderstandings.
عامیانه کردن زبان میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he was criticized for vulgarizing the original text.
او به خاطر عامیانه کردن متن اصلی مورد انتقاد قرار گرفت.
vulgarizing complex ideas can simplify communication.
عامیانه کردن ایدههای پیچیده میتواند ارتباطات را ساده کند.
many social media platforms tend to vulgarize discussions.
بسیاری از پلتفرمهای رسانههای اجتماعی تمایل دارند بحثها را عامیانه کنند.
they warned that excessive commercialization could vulgarize the brand.
آنها هشدار دادند که تجاریسازی بیش از حد میتواند برند را عامیانه کند.
vulgarizing humor can offend some audiences.
عامیانه کردن طنز میتواند برخی از مخاطبان را ناراحت کند.
efforts to vulgarize science can undermine its importance.
تلاش برای عامیانه کردن علم میتواند اهمیت آن را تضعیف کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید