wakened up
بیدار شدم
wakened early
به طور زودهنگام بیدار شدم
wakened suddenly
ناگهان بیدار شدم
wakened by noise
به دلیل سر و صدا بیدار شدم
wakened from sleep
از خواب بیدار شدم
wakened at dawn
بیدار شدم در سپیده دم
wakened by dreams
به دلیل رویاها بیدار شدم
wakened too late
خیلی دیر بیدار شدم
wakened in shock
با شوک بیدار شدم
wakened by light
به دلیل نور بیدار شدم
the loud noise wakened me from my sleep.
صدای بلند مرا از خواب بیدار کرد.
she wakened to the sound of birds chirping.
او با صدای جیک جیک پرندگان از خواب بیدار شد.
he wakened early to prepare for the meeting.
او برای آمادگی برای جلسه زود از خواب بیدار شد.
the cold air wakened her senses.
هوای سرد حواس او را بیدار کرد.
they wakened the children for breakfast.
آنها بچهها را برای صبحانه از خواب بیدار کردند.
the sudden light wakened him from his dream.
نور ناگهانی او را از رویای خود بیدار کرد.
he wakened feeling refreshed after a long nap.
او با احساس تازگی پس از یک چرت طولانی از خواب بیدار شد.
the storm wakened her fears of the night.
طوفان ترسهای شب را در او بیدار کرد.
she wakened to find the world covered in snow.
او از خواب بیدار شد و متوجه شد که دنیا پوشیده از برف است.
the music wakened memories of her childhood.
موسیقی خاطرات دوران کودکی او را زنده کرد.
wakened up
بیدار شدم
wakened early
به طور زودهنگام بیدار شدم
wakened suddenly
ناگهان بیدار شدم
wakened by noise
به دلیل سر و صدا بیدار شدم
wakened from sleep
از خواب بیدار شدم
wakened at dawn
بیدار شدم در سپیده دم
wakened by dreams
به دلیل رویاها بیدار شدم
wakened too late
خیلی دیر بیدار شدم
wakened in shock
با شوک بیدار شدم
wakened by light
به دلیل نور بیدار شدم
the loud noise wakened me from my sleep.
صدای بلند مرا از خواب بیدار کرد.
she wakened to the sound of birds chirping.
او با صدای جیک جیک پرندگان از خواب بیدار شد.
he wakened early to prepare for the meeting.
او برای آمادگی برای جلسه زود از خواب بیدار شد.
the cold air wakened her senses.
هوای سرد حواس او را بیدار کرد.
they wakened the children for breakfast.
آنها بچهها را برای صبحانه از خواب بیدار کردند.
the sudden light wakened him from his dream.
نور ناگهانی او را از رویای خود بیدار کرد.
he wakened feeling refreshed after a long nap.
او با احساس تازگی پس از یک چرت طولانی از خواب بیدار شد.
the storm wakened her fears of the night.
طوفان ترسهای شب را در او بیدار کرد.
she wakened to find the world covered in snow.
او از خواب بیدار شد و متوجه شد که دنیا پوشیده از برف است.
the music wakened memories of her childhood.
موسیقی خاطرات دوران کودکی او را زنده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید