washed-out

[ایالات متحده]/[ˈwɒʃt ˈaʊt]/
[بریتانیا]/[ˈwɑːʃt ˈaʊt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگ‌پریده و فاقد رنگ؛ کمرنگ؛ غیرقابل توجه؛ فاقد هیجان یا اصالت.
v. (در مورد رنگ) کمرنگ شدن یا رنگ‌پریده شدن؛ (در مورد یک اجرا یا رویداد) ناموفق یا بی‌اثر بودن.
adv. با ظاهری رنگ‌پریده.

عبارات و ترکیب‌ها

washed-out look

ظاهر رنگ‌پریده

washed-out colors

رنگ‌های رنگ‌پریده

washed-out performance

عملکرد ضعیف

washed-out shirt

پیراهن رنگ‌پریده

جملات نمونه

the once vibrant colors of the beach umbrella were now washed-out from the sun.

رنگ‌های زنده و شاد آنتی‌ساعت ساحلی اکنون در اثر نور خورشید کمرنگ شده بودند.

his enthusiasm for the project seemed washed-out after weeks of setbacks.

اشتیاق او برای پروژه پس از هفته‌ها ناکامی، کمرنگ به نظر می‌رسید.

the photograph was washed-out and lacked any real contrast.

عکس کمرنگ بود و هیچ کنتراست واقعی نداشت.

the politician's speech was a washed-out attempt to appeal to voters.

سخنرانی سیاستمدار یک تلاش کمرنگ برای جلب نظر رای‌دهندگان بود.

the old wallpaper had a washed-out floral pattern.

کاغذ دیواری قدیمی دارای الگوی گل کمرنگ بود.

the landscape looked washed-out under the overcast sky.

منظره زیر آسمان ابری به نظر کمرنگ می‌رسید.

she felt washed-out and exhausted after the long hike.

او بعد از پیاده‌روی طولانی احساس خستگی و فرسودگی می‌کرد.

the band's new song sounded washed-out compared to their previous hits.

آهنگ جدید گروه نسبت به להיטים قبلی آن‌ها به نظر کمرنگ می‌رسید.

the faded paint gave the house a washed-out appearance.

رنگ پخته شده باعث شد خانه ظاهر کمرنگی داشته باشد.

the report was a washed-out summary of the data.

گزارش خلاصه ای کمرنگ از داده ها بود.

after the storm, the colors of the sunset seemed washed-out.

بعد از طوفان، رنگ‌های غروب خورشید به نظر کمرنگ می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید