wavers slightly
کمی لرزش دارد
wavers and fades
لرزش کرده و محو میشود
wavering voice
صدای لرزان
wavers uncertainly
با تردید لرزش میکند
wavered briefly
به طور خلاصه لرزش کرد
wavering support
حمایت لرزان
wavering gaze
نگاه لرزان
wavering faith
ایمان لرزان
wavering line
خط لرزان
wavering resolve
تصمیم لرزان
the heat from the fire wavers the air above it.
گرما از آتش، هوای بالای آن را به لرزه در میآورد.
her voice wavers with emotion as she tells the story.
صدای او با احساسات به لرزه میافتد وقتی داستان را تعریف میکند.
the flag wavers in the strong wind.
پرچم در باد شدید به لرزه میافتد.
his confidence wavers after the disappointing results.
اعتماد به نفس او پس از نتایج ناامیدکننده به لرزه میافتد.
the image wavers on the old television screen.
تصویر روی صفحه تلویزیون قدیمی به لرزه میافتد.
the temperature wavers throughout the day.
دمای هوا در طول روز نوسان دارد.
the stock price wavers due to market uncertainty.
قیمت سهام به دلیل عدم قطعیت بازار نوسان دارد.
her resolve wavers under pressure.
تصمیم او تحت فشار به لرزه میافتد.
the distant landscape wavers in the heat haze.
منظره دوردست در مه گرما به لرزه میافتد.
the company's future wavers between success and failure.
آینده شرکت بین موفقیت و شکست به لرزه میافتد.
his loyalty wavers when faced with temptation.
وفاداری او زمانی که با وسوسه روبرو میشود، به لرزه میافتد.
wavers slightly
کمی لرزش دارد
wavers and fades
لرزش کرده و محو میشود
wavering voice
صدای لرزان
wavers uncertainly
با تردید لرزش میکند
wavered briefly
به طور خلاصه لرزش کرد
wavering support
حمایت لرزان
wavering gaze
نگاه لرزان
wavering faith
ایمان لرزان
wavering line
خط لرزان
wavering resolve
تصمیم لرزان
the heat from the fire wavers the air above it.
گرما از آتش، هوای بالای آن را به لرزه در میآورد.
her voice wavers with emotion as she tells the story.
صدای او با احساسات به لرزه میافتد وقتی داستان را تعریف میکند.
the flag wavers in the strong wind.
پرچم در باد شدید به لرزه میافتد.
his confidence wavers after the disappointing results.
اعتماد به نفس او پس از نتایج ناامیدکننده به لرزه میافتد.
the image wavers on the old television screen.
تصویر روی صفحه تلویزیون قدیمی به لرزه میافتد.
the temperature wavers throughout the day.
دمای هوا در طول روز نوسان دارد.
the stock price wavers due to market uncertainty.
قیمت سهام به دلیل عدم قطعیت بازار نوسان دارد.
her resolve wavers under pressure.
تصمیم او تحت فشار به لرزه میافتد.
the distant landscape wavers in the heat haze.
منظره دوردست در مه گرما به لرزه میافتد.
the company's future wavers between success and failure.
آینده شرکت بین موفقیت و شکست به لرزه میافتد.
his loyalty wavers when faced with temptation.
وفاداری او زمانی که با وسوسه روبرو میشود، به لرزه میافتد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید