wavers

[ایالات متحده]/[ˈweɪvə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈweɪvər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نامنظم حرکت کردن یا حرکت داده شدن؛ نوسان کردن؛ مردد یا دودل بودن؛ نوسان یا تغییر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

wavers slightly

کمی لرزش دارد

wavers and fades

لرزش کرده و محو می‌شود

wavering voice

صدای لرزان

wavers uncertainly

با تردید لرزش می‌کند

wavered briefly

به طور خلاصه لرزش کرد

wavering support

حمایت لرزان

wavering gaze

نگاه لرزان

wavering faith

ایمان لرزان

wavering line

خط لرزان

wavering resolve

تصمیم لرزان

جملات نمونه

the heat from the fire wavers the air above it.

گرما از آتش، هوای بالای آن را به لرزه در می‌آورد.

her voice wavers with emotion as she tells the story.

صدای او با احساسات به لرزه می‌افتد وقتی داستان را تعریف می‌کند.

the flag wavers in the strong wind.

پرچم در باد شدید به لرزه می‌افتد.

his confidence wavers after the disappointing results.

اعتماد به نفس او پس از نتایج ناامیدکننده به لرزه می‌افتد.

the image wavers on the old television screen.

تصویر روی صفحه تلویزیون قدیمی به لرزه می‌افتد.

the temperature wavers throughout the day.

دمای هوا در طول روز نوسان دارد.

the stock price wavers due to market uncertainty.

قیمت سهام به دلیل عدم قطعیت بازار نوسان دارد.

her resolve wavers under pressure.

تصمیم او تحت فشار به لرزه می‌افتد.

the distant landscape wavers in the heat haze.

منظره دوردست در مه گرما به لرزه می‌افتد.

the company's future wavers between success and failure.

آینده شرکت بین موفقیت و شکست به لرزه می‌افتد.

his loyalty wavers when faced with temptation.

وفاداری او زمانی که با وسوسه روبرو می‌شود، به لرزه می‌افتد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید