waxed

[ایالات متحده]/'wæksid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده شده با موم; ضد آب
v. به تدریج افزایش یافتن; شدن; موم زدن به
Word Forms
قسمت سوم فعلwaxed
زمان گذشتهwaxed

عبارات و ترکیب‌ها

waxed paper

کاغذ روغنی

جملات نمونه

I washed and waxed the floor.

من کف را شستم و واکس زدم.

they waxed lyrical about the old days.

آنها با تحسین شعرگونه در مورد دوران قدیم صحبت کردند.

green sentiment has waxed and waned.

احساسات سبز رشد و افول کرده است.

We hosed down the car before we waxed it.

قبل از واکس زدن ماشین، آن را با شلنگ شستشو دادیم.

he waxed a series of tracks that emphasized his lead guitar work.

او یک سری قطعات ضبط کرد که بر کار گیتار لید او تأکید داشت.

The government’s popularity has waxed and waned over the past year.

محبوبیت دولت در سال گذشته افزایش و کاهش داشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید