well-meaning gesture
حرکت خیرخواهانه
well-meaning advice
مشورت خیرخواهانه
well-meaning attempt
تلاش خیرخواهانه
being well-meaning
خیرخواه بودن
well-meaning person
شخص خیرخواه
was well-meaning
خیرخواه بود
seem well-meaning
خیرخواه به نظر می رسد
well-meaning intentions
قصد خیرخواهانه
generally well-meaning
به طور کلی خیرخواه
a well-meaning friend
دوست خیرخواه
he had well-meaning intentions, but the outcome was disastrous.
او با وجود نیتهای خیرخواهانه، نتیجه فاجعهبار بود.
it was a well-meaning suggestion, even if a bit impractical.
این یک پیشنهاد خیرخواهانه بود، حتی اگر کمی غیرعملی بود.
her well-meaning advice often came across as criticism.
مشاوره خیرخواهانه او اغلب به عنوان انتقاد تلقی میشد.
we appreciate their well-meaning efforts to help us.
ما از تلاشهای خیرخواهانه آنها برای کمک به ما قدردانی میکنیم.
despite being well-meaning, his actions caused more problems.
با وجود خیرخواهانه بودن، اقدامات او باعث ایجاد مشکلات بیشتری شد.
the well-meaning teacher tried to support struggling students.
معلم خیرخواهانه سعی کرد از دانشآموزان مشکلدار حمایت کند.
it's hard to fault someone with such well-meaning motives.
سخت است که بخواهیم کسی را به دلیل چنین انگیزههای خیرخواهانه ای مقصر بدانیم.
their well-meaning gesture touched our hearts deeply.
حرکت خیرخواهانه آنها قلب ما را عمیقاً لمس کرد.
she offered a well-meaning but unsolicited piece of advice.
او یک مشاورهی خیرخواهانه اما ناخواسته ارائه داد.
the company launched a well-meaning campaign to promote sustainability.
شرکت یک کمپین خیرخواهانه برای ترویج پایداری راه اندازی کرد.
even with well-meaning support, the project faced challenges.
حتی با حمایت خیرخواهانه، پروژه با چالشهایی روبرو شد.
well-meaning gesture
حرکت خیرخواهانه
well-meaning advice
مشورت خیرخواهانه
well-meaning attempt
تلاش خیرخواهانه
being well-meaning
خیرخواه بودن
well-meaning person
شخص خیرخواه
was well-meaning
خیرخواه بود
seem well-meaning
خیرخواه به نظر می رسد
well-meaning intentions
قصد خیرخواهانه
generally well-meaning
به طور کلی خیرخواه
a well-meaning friend
دوست خیرخواه
he had well-meaning intentions, but the outcome was disastrous.
او با وجود نیتهای خیرخواهانه، نتیجه فاجعهبار بود.
it was a well-meaning suggestion, even if a bit impractical.
این یک پیشنهاد خیرخواهانه بود، حتی اگر کمی غیرعملی بود.
her well-meaning advice often came across as criticism.
مشاوره خیرخواهانه او اغلب به عنوان انتقاد تلقی میشد.
we appreciate their well-meaning efforts to help us.
ما از تلاشهای خیرخواهانه آنها برای کمک به ما قدردانی میکنیم.
despite being well-meaning, his actions caused more problems.
با وجود خیرخواهانه بودن، اقدامات او باعث ایجاد مشکلات بیشتری شد.
the well-meaning teacher tried to support struggling students.
معلم خیرخواهانه سعی کرد از دانشآموزان مشکلدار حمایت کند.
it's hard to fault someone with such well-meaning motives.
سخت است که بخواهیم کسی را به دلیل چنین انگیزههای خیرخواهانه ای مقصر بدانیم.
their well-meaning gesture touched our hearts deeply.
حرکت خیرخواهانه آنها قلب ما را عمیقاً لمس کرد.
she offered a well-meaning but unsolicited piece of advice.
او یک مشاورهی خیرخواهانه اما ناخواسته ارائه داد.
the company launched a well-meaning campaign to promote sustainability.
شرکت یک کمپین خیرخواهانه برای ترویج پایداری راه اندازی کرد.
even with well-meaning support, the project faced challenges.
حتی با حمایت خیرخواهانه، پروژه با چالشهایی روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید