whirlingly

[ایالات متحده]/wɜːlɪŋli/
[بریتانیا]/wɜrˈlɪŋli/

ترجمه

adv. به طرز چرخشی

عبارات و ترکیب‌ها

whirlingly fast

به سرعت گردابی

whirlingly bright

به شدت درخشان

whirlingly chaotic

به شدت آشفته

whirlingly beautiful

به طرز گردابی زیبا

whirlingly excited

بسیار هیجان‌زده

whirlingly dizzy

به شدت سرگیجه آور

whirlingly spinning

به سرعت چرخشی

whirlingly moving

به سرعت در حال حرکت

whirlingly swirling

به سرعت چرخشی

whirlingly twirling

به سرعت تابشی

جملات نمونه

the leaves were whirlingly dancing in the autumn breeze.

برگ‌ها در نسیم پاییزی به شکلی چرخشی و رقص‌آمیز می‌چرخیدند.

she spun around whirlingly, lost in her own world.

او به شکلی چرخشی چرخید و در دنیای خودش گم شد.

the children laughed whirlingly as they played in the park.

بچه‌ها در حالی که در پارک بازی می‌کردند، به شکلی چرخشی می‌خندیدند.

his thoughts were whirlingly chaotic after the long day.

بعد از یک روز طولانی، افکار او به شکلی چرخشی و آشفته بودند.

the dancer moved whirlingly across the stage, captivating the audience.

رقصنده به شکلی چرخشی روی صحنه حرکت کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.

whirlingly, the snowflakes fell gently to the ground.

به شکلی چرخشی، برف‌ها به آرامی روی زمین می‌نشستند.

the roller coaster took off whirlingly, thrilling everyone on board.

قطار کوستر به شکلی چرخشی شروع به حرکت کرد و همه را هیجان‌زده کرد.

as the storm approached, the clouds moved whirlingly across the sky.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، ابرها به شکلی چرخشی در آسمان حرکت می‌کردند.

he felt his heart racing whirlingly during the intense competition.

او در طول مسابقه شدید، ضربان قلبش به شکلی چرخشی بالا رفت.

the thoughts flowed whirlingly in her mind, making it hard to concentrate.

افکار به شکلی چرخشی در ذهن او جریان داشتند و تمرکز را دشوار می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید