wholesomely nourishing
به طور سالم بخش تغذیه کننده
wholesomely prepared
به طور سالم آماده شده
wholesomely enjoyed
به طور سالم لذت برده شده
wholesomely sourced
به طور سالم تهیه شده
wholesomely balanced
به طور سالم متعادل
wholesomely crafted
به طور سالم ساخته شده
wholesomely flavored
به طور سالم طعمدار
wholesomely rich
به طور سالم غنی
wholesomely satisfying
به طور سالم رضایت بخش
wholesomely fresh
به طور سالم تازه
she raised her children wholesomely.
او فرزندان خود را به طور سالم و کامل تربیت کرد.
eating wholesomely is important for good health.
تغذیه سالم برای سلامتی خوب مهم است.
they live wholesomely in a small community.
آنها به طور سالم در یک جامعه کوچک زندگی می کنند.
he approaches life wholesomely and positively.
او زندگی را به طور سالم و مثبت مورد توجه قرار می دهد.
the program promotes wholesomely engaging activities.
این برنامه فعالیت های جذاب و سالم را ترویج می کند.
wholesomely prepared meals can boost your mood.
وعده های غذایی سالم و خوشمزه می توانند باعث بهبود خلق و خوی شما شوند.
they believe in living wholesomely and sustainably.
آنها معتقدند که زندگی سالم و پایدار است.
the book offers advice on how to live wholesomely.
این کتاب توصیه هایی در مورد نحوه زندگی سالم ارائه می دهد.
she enjoys wholesomely spending time with her family.
او از گذراندن وقت با خانواده به طور سالم و کامل لذت می برد.
wholesomely interacting with others fosters good relationships.
تعامل سالم با دیگران باعث ایجاد روابط خوب می شود.
wholesomely nourishing
به طور سالم بخش تغذیه کننده
wholesomely prepared
به طور سالم آماده شده
wholesomely enjoyed
به طور سالم لذت برده شده
wholesomely sourced
به طور سالم تهیه شده
wholesomely balanced
به طور سالم متعادل
wholesomely crafted
به طور سالم ساخته شده
wholesomely flavored
به طور سالم طعمدار
wholesomely rich
به طور سالم غنی
wholesomely satisfying
به طور سالم رضایت بخش
wholesomely fresh
به طور سالم تازه
she raised her children wholesomely.
او فرزندان خود را به طور سالم و کامل تربیت کرد.
eating wholesomely is important for good health.
تغذیه سالم برای سلامتی خوب مهم است.
they live wholesomely in a small community.
آنها به طور سالم در یک جامعه کوچک زندگی می کنند.
he approaches life wholesomely and positively.
او زندگی را به طور سالم و مثبت مورد توجه قرار می دهد.
the program promotes wholesomely engaging activities.
این برنامه فعالیت های جذاب و سالم را ترویج می کند.
wholesomely prepared meals can boost your mood.
وعده های غذایی سالم و خوشمزه می توانند باعث بهبود خلق و خوی شما شوند.
they believe in living wholesomely and sustainably.
آنها معتقدند که زندگی سالم و پایدار است.
the book offers advice on how to live wholesomely.
این کتاب توصیه هایی در مورد نحوه زندگی سالم ارائه می دهد.
she enjoys wholesomely spending time with her family.
او از گذراندن وقت با خانواده به طور سالم و کامل لذت می برد.
wholesomely interacting with others fosters good relationships.
تعامل سالم با دیگران باعث ایجاد روابط خوب می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید