wide-awake

[ایالات متحده]/[ˈwaɪd əˈweɪk]/
[بریتانیا]/[ˈwaɪd əˈweɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌طور کامل بیدار؛ م警觉؛ دویده‌گو.
adv. به‌طور کامل بیدار؛ با احتیاط.

عبارات و ترکیب‌ها

wide-awake hours

ساعت‌های بیدار

wide-awake child

کودک بیدار

stay wide-awake

بیدار ماند

wide-awake eyes

چشمان بیدار

wide-awake state

حالت بیدار

was wide-awake

بود بیدار

wide-awake now

هم‌اکنون بیدار

feel wide-awake

احساس بیداری

get wide-awake

بیدار شو

wide-awake all night

تمام شب بیدار

جملات نمونه

she was wide-awake all night studying for the exam.

او تمام شب بیدار بود و برای آزمون مطالعه می‌کرد.

after the coffee, he felt wide-awake and ready to work.

پس از قهوه، او بیدار شد و آماده کار شد.

the baby was wide-awake and demanding attention at 3 am.

نوزاد در ساعت 3 صبح بیدار بود و دقت می‌خواست.

even after a long day, i still felt wide-awake.

حتی پس از یک روز طولانی، من هنوز بیدار احساس می‌کردم.

the campers were wide-awake listening to the sounds of the forest.

قایقران‌ها در حال گوش دادن به صدای جنگل بودند و بیدار بودند.

he stayed wide-awake during the boring lecture, taking notes.

او در حین سخنرانی خسته‌کننده بیدار ماند و یادداشت می‌گرفت.

the dog was wide-awake, watching the squirrels in the yard.

سگ در حال نظارت بر گرگ‌های گاوی در فضای باز بود و بیدار بود.

despite the early hour, she was wide-awake and full of energy.

هر چند ساعت زود بود، او بیدار بود و پر از انرژی.

the children were wide-awake and excited about the upcoming trip.

کودکان بیدار بودند و از سفر آینده خوشحال بودند.

he remained wide-awake throughout the long car journey.

او در طول سفر طولانی با ماشین بیدار ماند.

she was wide-awake and eager to start the new project.

او بیدار بود و خوشحال بود که پروژه جدید را شروع کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید