wildest dreams
خوابهای بیحد و برانگیخته
wildest ride
مغزیترین راندگی
wildest guess
حدسهای بیحد و برانگیخته
wildest rumors
پراکندگیهای بیحد و برانگیخته
wildest party
حاشیهایترین جشن
wildest thing
بیحد و برانگیختهترین چیز
wildest imagination
تخيل بیحد و برانگیخته
wildest hope
امید بیحد و برانگیخته
wildest success
موفقیت بیحد و برانگیخته
wildest moment
لحظهایترین لحظه
he had the wildest dreams of becoming an astronaut.
او به طور واقعی ترین خوابهایش را داشت که یک فضانورد شود.
the party last night was the wildest i've ever been to.
宴会昨晚是我参加过的最疯狂的一次。
it was a wildest goose chase, but we found it eventually.
این یک دنبالهرویی عجیبترین بود، اما در نهایت آن را پیدا کردیم.
she shared the wildest stories of her travels abroad.
او داستانهای عجیبترین سفرهای خارجی خود را به اشتراک گذاشت.
the rollercoaster ride was the wildest thrill of the day.
تفریح روی چرخهای آویزان عجیبترین لحظهی روز بود.
we had the wildest time exploring the ancient ruins.
ما در کاوش در باقیماندههای باستانی لحظههای عجیبترینی را داشتیم.
the weather took a wildest turn, with heavy rain and wind.
آب و هوا به یک جهت عجیبترین تغییر کرد، با باران زیاد و باد.
it's a wildest idea, but it might just work.
این یک ایدهی عجیبترین است، اما ممکن است کار کند.
the children were running around with the wildest energy.
کودکان با انرژی عجیبترینی در اطراف میدویدند.
he pulled off the wildest stunt i've ever seen.
او یک فریبکاری عجیبترین را انجام داد که تا به حال دیدهام.
the concert featured the wildest stage production ever.
این کنسرت با نمایش صحنهای عجیبترین تاریخچهای را داشت.
wildest dreams
خوابهای بیحد و برانگیخته
wildest ride
مغزیترین راندگی
wildest guess
حدسهای بیحد و برانگیخته
wildest rumors
پراکندگیهای بیحد و برانگیخته
wildest party
حاشیهایترین جشن
wildest thing
بیحد و برانگیختهترین چیز
wildest imagination
تخيل بیحد و برانگیخته
wildest hope
امید بیحد و برانگیخته
wildest success
موفقیت بیحد و برانگیخته
wildest moment
لحظهایترین لحظه
he had the wildest dreams of becoming an astronaut.
او به طور واقعی ترین خوابهایش را داشت که یک فضانورد شود.
the party last night was the wildest i've ever been to.
宴会昨晚是我参加过的最疯狂的一次。
it was a wildest goose chase, but we found it eventually.
این یک دنبالهرویی عجیبترین بود، اما در نهایت آن را پیدا کردیم.
she shared the wildest stories of her travels abroad.
او داستانهای عجیبترین سفرهای خارجی خود را به اشتراک گذاشت.
the rollercoaster ride was the wildest thrill of the day.
تفریح روی چرخهای آویزان عجیبترین لحظهی روز بود.
we had the wildest time exploring the ancient ruins.
ما در کاوش در باقیماندههای باستانی لحظههای عجیبترینی را داشتیم.
the weather took a wildest turn, with heavy rain and wind.
آب و هوا به یک جهت عجیبترین تغییر کرد، با باران زیاد و باد.
it's a wildest idea, but it might just work.
این یک ایدهی عجیبترین است، اما ممکن است کار کند.
the children were running around with the wildest energy.
کودکان با انرژی عجیبترینی در اطراف میدویدند.
he pulled off the wildest stunt i've ever seen.
او یک فریبکاری عجیبترین را انجام داد که تا به حال دیدهام.
the concert featured the wildest stage production ever.
این کنسرت با نمایش صحنهای عجیبترین تاریخچهای را داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید