wildland

[ایالات متحده]/ˈwaɪld.lænd/
[بریتانیا]/ˈwaɪld.lænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمینی که کشت نشده یا مسکونی نیست

عبارات و ترکیب‌ها

wildland fire

آتش‌سوزی در مناطق طبیعی

wildland area

منطقه طبیعی

wildland management

مدیریت مناطق طبیعی

wildland conservation

حفظ مناطق طبیعی

wildland ecology

اکولوژی مناطق طبیعی

wildland training

آموزش مناطق طبیعی

wildland rescue

نجات در مناطق طبیعی

wildland access

دسترسی به مناطق طبیعی

wildland resources

منابع مناطق طبیعی

wildland habitat

زیستگاه مناطق طبیعی

جملات نمونه

the wildland is home to many endangered species.

منطقه وحشی میزبان بسیاری از گونه‌های در معرض خطر است.

we spent the weekend exploring the wildland.

ما آخر هفته را در حال کاوش در منطقه وحشی گذراندیم.

wildland fires can be devastating to the ecosystem.

آتش‌سوزی در منطقه وحشی می‌تواند برای اکوسیستم ویرانگر باشد.

many people enjoy hiking in wildland areas.

بسیاری از مردم از پیاده‌روی در مناطق وحشی لذت می‌برند.

wildland conservation is crucial for biodiversity.

حفاظت از منطقه وحشی برای تنوع زیستی بسیار مهم است.

camping in the wildland offers a unique experience.

کمپینگ در منطقه وحشی یک تجربه منحصر به فرد ارائه می‌دهد.

wildland management practices are essential for sustainability.

روش‌های مدیریت منطقه وحشی برای پایداری ضروری هستند.

she has a deep appreciation for wildland landscapes.

او قدردانی عمیقی از مناظر منطقه وحشی دارد.

exploring wildland areas can lead to unexpected adventures.

کاوش در مناطق وحشی می‌تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.

wildland habitats are vital for many wildlife species.

زیستگاه‌های منطقه وحشی برای بسیاری از گونه‌های حیات وحش حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید