wistfulnesses

[ایالات متحده]/ˈwɪstfəl.nəsɪz/
[بریتانیا]/ˈwɪstfəl.nəsɪz/

ترجمه

n. آرزوی چیزی گمشده یا غیرقابل دسترسی

عبارات و ترکیب‌ها

wistfulnesses of youth

غمزدگی‌های جوانی

moments of wistfulnesses

لحظات غمزدگی

wistfulnesses in dreams

غمزدگی‌ها در رویاها

wistfulnesses of love

غمزدگی‌های عشق

whispers of wistfulnesses

نجواهای غمزدگی

wistfulnesses of time

غمزدگی‌های زمان

echoes of wistfulnesses

بازتاب‌های غمزدگی

wistfulnesses in silence

غمزدگی‌ها در سکوت

shadows of wistfulnesses

سایه‌های غمزدگی

wistfulnesses of memories

غمزدگی‌های خاطرات

جملات نمونه

her wistfulnesses often led her to daydream about the past.

اغلب اشتیاق‌های او باعث می‌شد درباره گذشته رویاپردازی کند.

the wistfulnesses of youth can be both beautiful and painful.

اشتیاق‌های جوانی می‌تواند هم زیبا و هم دردناک باشد.

he expressed his wistfulnesses through poetry and art.

او اشتیاق‌های خود را از طریق شعر و هنر بیان کرد.

wistfulnesses can inspire creativity and reflection.

اشتیاق‌ها می‌توانند الهام‌بخش خلاقیت و تفکر باشند.

her wistfulnesses were evident in her nostalgic songs.

اشتیاق‌های او در آهنگ‌های نوستالژیکش آشکار بود.

he often shared his wistfulnesses about childhood memories.

او اغلب اشتیاق‌های خود را درباره خاطرات دوران کودکی به اشتراک می‌گذاشت.

the wistfulnesses of summer evenings lingered in the air.

اشتیاق‌های شب‌های تابستان در هوا باقی ماند.

her wistfulnesses were captured in the photographs she took.

اشتیاق‌های او در عکس‌هایی که می‌گرفت ثبت می‌شد.

wistfulnesses often accompany moments of solitude.

اشتیاق‌ها اغلب با لحظات تنهایی همراه است.

he found solace in his wistfulnesses during difficult times.

او در زمان‌های سخت در اشتیاق‌های خود آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید