| جمع | dreaminesses |
dreaminess effect
اثر رویایی
dreaminess quality
کیفیت رویایی
dreaminess state
حالت رویایی
dreaminess aura
هاله رویایی
dreaminess charm
جذابیت رویایی
dreaminess vibe
فضای رویایی
dreaminess moment
لحظه رویایی
dreaminess essence
جوهر رویایی
dreaminess feeling
احساس رویایی
dreaminess landscape
منظره رویایی
her eyes were filled with a sense of dreaminess.
چشمانش سرشار از حس رویایی بودن بود.
the painting captured the dreaminess of a summer evening.
تابلو، رویایی بودن غروب تابستان را به تصویر کشید.
he often daydreams in a state of dreaminess.
او اغلب در حالی که غرق در خیال است، رویایی بودن را تجربه میکند.
the music had a quality of dreaminess that enchanted everyone.
موسیقی دارای کیفیتی رویایی بود که همه را مجذوب خود کرد.
in her dreaminess, she forgot about the time.
در حالی که غرق در خیال بود، زمان را فراموش کرد.
the novel is filled with a sense of dreaminess and wonder.
رمان سرشار از حس رویایی بودن و شگفتی است.
his dreaminess often leads him to creative ideas.
رویایی بودن او اغلب او را به ایدههای خلاقانه سوق میدهد.
they enjoyed the dreaminess of the foggy morning.
آنها از رویایی بودن صبح مه آلود لذت بردند.
the atmosphere was filled with a dreaminess that was hard to describe.
فضاو پر از رویایی بودن بود که به سختی میتوان آن را توصیف کرد.
her poetry reflects a deep sense of dreaminess and introspection.
شعر او بازتابی از حس عمیق رویایی بودن و دروننگری است.
dreaminess effect
اثر رویایی
dreaminess quality
کیفیت رویایی
dreaminess state
حالت رویایی
dreaminess aura
هاله رویایی
dreaminess charm
جذابیت رویایی
dreaminess vibe
فضای رویایی
dreaminess moment
لحظه رویایی
dreaminess essence
جوهر رویایی
dreaminess feeling
احساس رویایی
dreaminess landscape
منظره رویایی
her eyes were filled with a sense of dreaminess.
چشمانش سرشار از حس رویایی بودن بود.
the painting captured the dreaminess of a summer evening.
تابلو، رویایی بودن غروب تابستان را به تصویر کشید.
he often daydreams in a state of dreaminess.
او اغلب در حالی که غرق در خیال است، رویایی بودن را تجربه میکند.
the music had a quality of dreaminess that enchanted everyone.
موسیقی دارای کیفیتی رویایی بود که همه را مجذوب خود کرد.
in her dreaminess, she forgot about the time.
در حالی که غرق در خیال بود، زمان را فراموش کرد.
the novel is filled with a sense of dreaminess and wonder.
رمان سرشار از حس رویایی بودن و شگفتی است.
his dreaminess often leads him to creative ideas.
رویایی بودن او اغلب او را به ایدههای خلاقانه سوق میدهد.
they enjoyed the dreaminess of the foggy morning.
آنها از رویایی بودن صبح مه آلود لذت بردند.
the atmosphere was filled with a dreaminess that was hard to describe.
فضاو پر از رویایی بودن بود که به سختی میتوان آن را توصیف کرد.
her poetry reflects a deep sense of dreaminess and introspection.
شعر او بازتابی از حس عمیق رویایی بودن و دروننگری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید