wittily

[ایالات متحده]/ˈwɪtɪli/
[بریتانیا]/ˈwɪtɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز هوشمندانه و سرگرم‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

wittily sarcastic

طنزآمیز و کنایه‌دار

wittily clever

خردمندانه و زیرکانه

wittily humorous

خنده‌دار و باهوش

wittily ironic

آیرونیک و باهوش

wittily playful

بازیگوشانه و باهوش

wittily sharp

تیز و باهوش

wittily funny

خنده‌دار و باهوش

wittily insightful

بینشیار و باهوش

wittily direct

مستقیم و باهوش

wittily charming

جذاب و باهوش

جملات نمونه

she wittily responded to his joke.

او با هوش و ذکاوت به شوخی او پاسخ داد.

he wittily deflected the question.

او با هوش و ذکاوت سوال را دور کرد.

the author wittily critiques society.

نویسنده به طرز هوشمندانه ای جامعه را مورد انتقاد قرار می دهد.

they wittily bantered during the meeting.

آنها در طول جلسه با هوش و ذکاوت شوخی کردند.

she wittily pointed out the flaws in the plan.

او با هوش و ذکاوت نقاط ضعف طرح را نشان داد.

he wittily summarized the complex topic.

او به طرز هوشمندانه ای موضوع پیچیده را خلاصه کرد.

the comedian wittily engaged the audience.

کمدین با هوش و ذکاوت با مخاطبان ارتباط برقرار کرد.

she wittily navigated the tricky conversation.

او با هوش و ذکاوت مکالمه دشوار را هدایت کرد.

he wittily addressed the awkward silence.

او با هوش و ذکاوت سکوت ناخوشایند را برطرف کرد.

the article wittily discusses modern issues.

مقاله به طرز هوشمندانه ای به موضوعات مدرن می پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید