wittily sarcastic
طنزآمیز و کنایهدار
wittily clever
خردمندانه و زیرکانه
wittily humorous
خندهدار و باهوش
wittily ironic
آیرونیک و باهوش
wittily playful
بازیگوشانه و باهوش
wittily sharp
تیز و باهوش
wittily funny
خندهدار و باهوش
wittily insightful
بینشیار و باهوش
wittily direct
مستقیم و باهوش
wittily charming
جذاب و باهوش
she wittily responded to his joke.
او با هوش و ذکاوت به شوخی او پاسخ داد.
he wittily deflected the question.
او با هوش و ذکاوت سوال را دور کرد.
the author wittily critiques society.
نویسنده به طرز هوشمندانه ای جامعه را مورد انتقاد قرار می دهد.
they wittily bantered during the meeting.
آنها در طول جلسه با هوش و ذکاوت شوخی کردند.
she wittily pointed out the flaws in the plan.
او با هوش و ذکاوت نقاط ضعف طرح را نشان داد.
he wittily summarized the complex topic.
او به طرز هوشمندانه ای موضوع پیچیده را خلاصه کرد.
the comedian wittily engaged the audience.
کمدین با هوش و ذکاوت با مخاطبان ارتباط برقرار کرد.
she wittily navigated the tricky conversation.
او با هوش و ذکاوت مکالمه دشوار را هدایت کرد.
he wittily addressed the awkward silence.
او با هوش و ذکاوت سکوت ناخوشایند را برطرف کرد.
the article wittily discusses modern issues.
مقاله به طرز هوشمندانه ای به موضوعات مدرن می پردازد.
wittily sarcastic
طنزآمیز و کنایهدار
wittily clever
خردمندانه و زیرکانه
wittily humorous
خندهدار و باهوش
wittily ironic
آیرونیک و باهوش
wittily playful
بازیگوشانه و باهوش
wittily sharp
تیز و باهوش
wittily funny
خندهدار و باهوش
wittily insightful
بینشیار و باهوش
wittily direct
مستقیم و باهوش
wittily charming
جذاب و باهوش
she wittily responded to his joke.
او با هوش و ذکاوت به شوخی او پاسخ داد.
he wittily deflected the question.
او با هوش و ذکاوت سوال را دور کرد.
the author wittily critiques society.
نویسنده به طرز هوشمندانه ای جامعه را مورد انتقاد قرار می دهد.
they wittily bantered during the meeting.
آنها در طول جلسه با هوش و ذکاوت شوخی کردند.
she wittily pointed out the flaws in the plan.
او با هوش و ذکاوت نقاط ضعف طرح را نشان داد.
he wittily summarized the complex topic.
او به طرز هوشمندانه ای موضوع پیچیده را خلاصه کرد.
the comedian wittily engaged the audience.
کمدین با هوش و ذکاوت با مخاطبان ارتباط برقرار کرد.
she wittily navigated the tricky conversation.
او با هوش و ذکاوت مکالمه دشوار را هدایت کرد.
he wittily addressed the awkward silence.
او با هوش و ذکاوت سکوت ناخوشایند را برطرف کرد.
the article wittily discusses modern issues.
مقاله به طرز هوشمندانه ای به موضوعات مدرن می پردازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید