| جمع | woodcarvings |
woodcarving art
هنر کندهکاری چوب
woodcarving tools
ابزارهای کندهکاری چوب
woodcarving techniques
تکنیکهای کندهکاری چوب
woodcarving workshop
کارگاه کندهکاری چوب
woodcarving designs
طرحهای کندهکاری چوب
woodcarving tradition
آداب و رسوم کندهکاری چوب
woodcarving exhibition
نمایشگاه کندهکاری چوب
woodcarving crafts
هنرهای دستی کندهکاری چوب
woodcarving patterns
الگوهای کندهکاری چوب
woodcarving styles
سبکهای کندهکاری چوب
he is skilled in woodcarving.
او در حکاکی چوب مهارت دارد.
woodcarving requires patience and precision.
حکاکی چوب نیاز به صبر و دقت دارد.
she created a beautiful woodcarving of a bird.
او یک حکاکی چوبی زیبا از یک پرنده ایجاد کرد.
woodcarving is a traditional craft in many cultures.
حکاکی چوب یک هنر سنتی در بسیاری از فرهنگ ها است.
he learned woodcarving from his grandfather.
او حکاکی چوب را از پدربزرگش یاد گرفت.
woodcarving tools are essential for the craft.
ابزارهای حکاکی چوب برای این صنعت ضروری هستند.
she sells her woodcarvings at the local market.
او مجسمه های چوبی خود را در بازار محلی می فروشد.
woodcarving can be both a hobby and a profession.
حکاکی چوب می تواند هم یک سرگرمی و هم یک شغل باشد.
he showcased his woodcarving skills at the exhibition.
او مهارت های حکاکی چوبی خود را در نمایشگاه به نمایش گذاشت.
woodcarving often reflects cultural heritage.
حکاکی چوب اغلب منعکس کننده میراث فرهنگی است.
woodcarving art
هنر کندهکاری چوب
woodcarving tools
ابزارهای کندهکاری چوب
woodcarving techniques
تکنیکهای کندهکاری چوب
woodcarving workshop
کارگاه کندهکاری چوب
woodcarving designs
طرحهای کندهکاری چوب
woodcarving tradition
آداب و رسوم کندهکاری چوب
woodcarving exhibition
نمایشگاه کندهکاری چوب
woodcarving crafts
هنرهای دستی کندهکاری چوب
woodcarving patterns
الگوهای کندهکاری چوب
woodcarving styles
سبکهای کندهکاری چوب
he is skilled in woodcarving.
او در حکاکی چوب مهارت دارد.
woodcarving requires patience and precision.
حکاکی چوب نیاز به صبر و دقت دارد.
she created a beautiful woodcarving of a bird.
او یک حکاکی چوبی زیبا از یک پرنده ایجاد کرد.
woodcarving is a traditional craft in many cultures.
حکاکی چوب یک هنر سنتی در بسیاری از فرهنگ ها است.
he learned woodcarving from his grandfather.
او حکاکی چوب را از پدربزرگش یاد گرفت.
woodcarving tools are essential for the craft.
ابزارهای حکاکی چوب برای این صنعت ضروری هستند.
she sells her woodcarvings at the local market.
او مجسمه های چوبی خود را در بازار محلی می فروشد.
woodcarving can be both a hobby and a profession.
حکاکی چوب می تواند هم یک سرگرمی و هم یک شغل باشد.
he showcased his woodcarving skills at the exhibition.
او مهارت های حکاکی چوبی خود را در نمایشگاه به نمایش گذاشت.
woodcarving often reflects cultural heritage.
حکاکی چوب اغلب منعکس کننده میراث فرهنگی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید