worses

[ایالات متحده]/[ˈwɜːsɪz]/
[بریتانیا]/[ˈwɝsɪz]/

ترجمه

n. جمع "worse"؛ گروهی از چیزهایی که همگی بدتر از چیز دیگری هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

worsening situation

وضعیت بدتر شدن

worses things

چیزها را بدتر می کند

worsening economy

اقتصاد بدتر شدن

worsening health

سلامتی بدتر شدن

worsening climate

کلیمات بدتر شدن

worsened relations

روابط بدتر شده

worsening conditions

شرایط بدتر شدن

worsening outlook

پیش بینی بدتر شدن

worsening prospects

فرصت های بدتر شدن

worsening state

وضعیت بدتر شدن

جملات نمونه

the stable contained several horses and even worse, a grumpy donkey.

سایه‌ای که چند پروانه و بدتر از آن یک خر خوشخو داشت.

compared to the first draft, the second version was even worse.

مقایسه با نسخه اول، نسخه دوم بدتر بود.

the situation could get worse if we don't act quickly.

اگر سریعاً عمل نکنیم، وضعیت بدتر می‌شود.

the weather forecast predicts even worse conditions tomorrow.

پیش‌بینی آب و هوا از شرایط بدتری فردا اعلام کرده است.

his behavior got progressively worse throughout the afternoon.

رفتار او در طول بعدازظهر به تدریج بدتر شد.

the economic outlook appears to be getting worse by the day.

پیش‌بینی اقتصادی به نظر می‌رسد که روز به روز بدتر می‌شود.

the injury was initially minor, but it got worse over time.

این زخم در ابتدا خفیف بود، اما با گذشت زمان بدتر شد.

the team's performance was bad, and it got even worse in the second half.

عملکرد تیم بد بود و در نیمه دوم بدتر شد.

the traffic was bad, but the delays got even worse later.

تрафیک بد بود، اما تاخیرها بعداً بدتر شدند.

the news about the company's losses was even worse than expected.

خبری درباره زیان‌های شرکت بدتر از آنچه پیش‌بینی شده بود.

the food tasted bad, and the presentation was even worse.

غذا طعم بدی داشت و نمایش آن بدتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید