worshipped

[ایالات متحده]/ˈwɜːʃɪpt/
[بریتانیا]/ˈwɜrʃɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. انجام مراسم مذهبی
n. عمل نشان دادن احترام به یک معبود
vt. با احترام، افتخار یا فداکاری زیاد به چیزی توجه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

worshipped idols

عبادت مجسمه‌ها

worshipped gods

عبادت خدایان

worshipped figures

عبادت چهره‌ها

worshipped leaders

عبادت رهبران

worshipped saints

عبادت قدیسان

worshipped heroes

عبادت قهرمانان

worshipped beliefs

عبادت باورها

worshipped traditions

عبادت سنت‌ها

worshipped spirits

عبادت ارواح

worshipped ancestors

عبادت نیاکان

جملات نمونه

the ancient greeks worshipped many gods.

باستان‌گرهای یونان خدایان زیادی را می‌پرستیدند.

she worshipped her mother for her strength and wisdom.

او مادرش را به خاطر قدرت و خردش می‌پرستید.

they worshipped in the cathedral every sunday.

آنها هر یکشنبه در کلیسا عبادت می‌کردند.

he worshipped the ground she walked on.

او زمین را که او روی آن راه می‌رفت می‌پرستید.

many cultures have worshipped nature throughout history.

فرهنگ‌های بسیاری در طول تاریخ طبیعت را می‌پرستیدند.

in some religions, followers worshipped sacred texts.

در برخی از ادیان، پیروان متون مقدس را می‌پرستیدند.

the villagers worshipped the spirit of the mountain.

روستاییان روح کوه را می‌پرستیدند.

he was worshipped as a hero after his brave deeds.

او پس از کارهای قهرمانانه‌اش به عنوان یک قهرمان مورد پرستش قرار گرفت.

they worshipped together in a peaceful gathering.

آنها با هم در یک گردهمایی صلح‌آمیز عبادت می‌کردند.

she felt that her art was worshipped by the community.

او احساس می‌کرد که هنر او توسط جامعه مورد پرستش قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید