reverenced figure
شخصیت مورد احترام
reverenced leader
رهبر مورد احترام
reverenced tradition
آدتی مورد احترام
reverenced text
متنی مورد احترام
reverenced place
مکانی مورد احترام
reverenced art
هنر مورد احترام
reverenced belief
باوری مورد احترام
reverenced ceremony
مراسمی مورد احترام
reverenced spirit
روح مورد احترام
reverenced history
تاریخ مورد احترام
he was reverenced by his students for his wisdom.
او به خاطر خردش توسط شاگردانش مورد احترام بود.
the ancient texts are reverenced by scholars worldwide.
متون باستانی توسط محققان در سراسر جهان مورد احترام هستند.
in many cultures, elders are reverenced for their experience.
در بسیاری از فرهنگها، بزرگترها به خاطر تجربه خود مورد احترام هستند.
the artist's work is reverenced in the art community.
کارهای هنرمند در جامعه هنری مورد احترام است.
she reverenced her grandmother, who had raised her.
او مادربزرگش را که او را بزرگ کرده بود، مورد احترام قرار داد.
he is reverenced as a pioneer in environmental science.
او به عنوان پیشگام در علم محیط زیست مورد احترام است.
the sacred texts are reverenced by followers of the faith.
متون مقدس توسط پیروان آن دین مورد احترام هستند.
they reverenced the memory of their ancestors during the ceremony.
آنها در طول مراسم یادبود نیاکان خود را مورد احترام قرار دادند.
the leader was reverenced for his dedication to peace.
رهبر به خاطر تعهدش به صلح مورد احترام بود.
many people reverenced the contributions of the founding fathers.
بسیاری از مردم به سهم بنیانگذاران احترام گذاشتند.
reverenced figure
شخصیت مورد احترام
reverenced leader
رهبر مورد احترام
reverenced tradition
آدتی مورد احترام
reverenced text
متنی مورد احترام
reverenced place
مکانی مورد احترام
reverenced art
هنر مورد احترام
reverenced belief
باوری مورد احترام
reverenced ceremony
مراسمی مورد احترام
reverenced spirit
روح مورد احترام
reverenced history
تاریخ مورد احترام
he was reverenced by his students for his wisdom.
او به خاطر خردش توسط شاگردانش مورد احترام بود.
the ancient texts are reverenced by scholars worldwide.
متون باستانی توسط محققان در سراسر جهان مورد احترام هستند.
in many cultures, elders are reverenced for their experience.
در بسیاری از فرهنگها، بزرگترها به خاطر تجربه خود مورد احترام هستند.
the artist's work is reverenced in the art community.
کارهای هنرمند در جامعه هنری مورد احترام است.
she reverenced her grandmother, who had raised her.
او مادربزرگش را که او را بزرگ کرده بود، مورد احترام قرار داد.
he is reverenced as a pioneer in environmental science.
او به عنوان پیشگام در علم محیط زیست مورد احترام است.
the sacred texts are reverenced by followers of the faith.
متون مقدس توسط پیروان آن دین مورد احترام هستند.
they reverenced the memory of their ancestors during the ceremony.
آنها در طول مراسم یادبود نیاکان خود را مورد احترام قرار دادند.
the leader was reverenced for his dedication to peace.
رهبر به خاطر تعهدش به صلح مورد احترام بود.
many people reverenced the contributions of the founding fathers.
بسیاری از مردم به سهم بنیانگذاران احترام گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید