yearningly

[ایالات متحده]/ˈjɜːnɪŋli/
[بریتانیا]/ˈjɜrnɪŋli/

ترجمه

adv. به طرز دلتنگ یا آرزومندانه

عبارات و ترکیب‌ها

yearningly gaze

نگاه مشتاقانه

yearningly sigh

نفس عمیق مشتاقانه

yearningly dream

رویای مشتاقانه

yearningly hope

امید مشتاقانه

yearningly wait

منتظر مشتاقانه

yearningly call

تماس مشتاقانه

yearningly speak

صحبت مشتاقانه

yearningly reach

رسیدن مشتاقانه

yearningly listen

گوش دادن مشتاقانه

yearningly touch

لمس مشتاقانه

جملات نمونه

she looked at the stars yearningly, dreaming of adventures.

او با اشتیاق به ستارگان نگاه کرد و رویای ماجراجویی داشت.

he spoke yearningly of his childhood memories.

او با اشتیاق از خاطرات دوران کودکی خود صحبت کرد.

they gazed yearningly at the horizon, hoping for a better future.

آنها با اشتیاق به افق نگاه کردند و برای آینده ای بهتر امیدوار بودند.

the musician played the melody yearningly, expressing deep emotions.

موسیقی‌دان با اشتیاق ملودی را نواخت و احساسات عمیقی را بیان کرد.

she wrote her letter yearningly, pouring out her heart.

او نامه خود را با اشتیاق نوشت و دلش را بیرون ریخت.

he stared yearningly at the old photographs.

او با اشتیاق به عکس های قدیمی خیره شد.

they spoke yearningly of the places they wished to visit.

آنها با اشتیاق از مکان هایی که می خواستند بازدید کنند صحبت کردند.

she sighed yearningly as she watched the sunset.

او با اشتیاق آهی کشید زیرا غروب خورشید را تماشا می کرد.

he looked yearningly at the distant mountains.

او با اشتیاق به کوه های دوردست نگاه کرد.

they danced yearningly under the moonlight, lost in their dreams.

آنها با اشتیاق زیر نور ماه رقصیدند و در رویاهای خود گم شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید