yellow-bellied coward
ترسو زرپشت
being yellow-bellied
زرپشت بودن
called yellow-bellied
زرپشت خوانده شدن
yellow-bellied behavior
رفتار زرپشت
a yellow-bellied act
یک عمل زرپشت
was yellow-bellied
زرپشت بود
showed yellow-bellied
زرپشتی نشان داد
avoiding yellow-bellied
اجتناب از زرپشتی
yellow-bellied sneaks
زرپشت های پنهان
staying yellow-bellied
زرپشت ماندن
the yellow-bellied sapsucker is a striking bird with a vibrant plumage.
چلاسبزرد پرنده ای چشمگیر با پرزرق و برق است.
he felt yellow-bellied about asking for a raise after only a month.
او بعد از تنها یک ماه احساس کرد که درخواست افزایش حقوق برایش شرم آور است.
the yellow-bellied racer snake is a non-venomous, common resident.
مارسیاه چرقه زرد یک مار غیرسمی و رایج است.
despite the challenge, she refused to act yellow-bellied and backed down.
با وجود چالش، او از انجام کاری شرم آور امتناع کرد و عقب نشینی کرد.
the yellow-bellied marthas is a small, ground-dwelling bird found in chile.
چلاسبزرد مارتا یک پرنده کوچک زميننشين است که در شيلي يافت ميشود.
he accused his colleague of being yellow-bellied and lacking courage.
او همکارش را به ترس بودن و نداشتن شجاعت متهم کرد.
the yellow-bellied toad is a small amphibian with distinctive markings.
چلاسبزرد قورباغه یک دوزیستان کوچک با علائم متمایز است.
don't be yellow-bellied; stand up for what you believe in.
ترس به دل راه نده؛ برای آنچه به آن اعتقاد دارید ایستادگی کنید.
the yellow-bellied slider is a common freshwater turtle in north america.
چلاسبزرد اسلاید یک لاکپشت آب شیرین رایج در آمریکای شمالی است.
she didn't want to appear yellow-bellied during the negotiation process.
او نمیخواست در طول فرآیند مذاکره ترسیده به نظر برسد.
the yellow-bellied darter is a small fish found in clear, rocky streams.
چلاسبزرد دارتر یک ماهی کوچک است که در جریانهای صخرهای و زلال یافت میشود.
yellow-bellied coward
ترسو زرپشت
being yellow-bellied
زرپشت بودن
called yellow-bellied
زرپشت خوانده شدن
yellow-bellied behavior
رفتار زرپشت
a yellow-bellied act
یک عمل زرپشت
was yellow-bellied
زرپشت بود
showed yellow-bellied
زرپشتی نشان داد
avoiding yellow-bellied
اجتناب از زرپشتی
yellow-bellied sneaks
زرپشت های پنهان
staying yellow-bellied
زرپشت ماندن
the yellow-bellied sapsucker is a striking bird with a vibrant plumage.
چلاسبزرد پرنده ای چشمگیر با پرزرق و برق است.
he felt yellow-bellied about asking for a raise after only a month.
او بعد از تنها یک ماه احساس کرد که درخواست افزایش حقوق برایش شرم آور است.
the yellow-bellied racer snake is a non-venomous, common resident.
مارسیاه چرقه زرد یک مار غیرسمی و رایج است.
despite the challenge, she refused to act yellow-bellied and backed down.
با وجود چالش، او از انجام کاری شرم آور امتناع کرد و عقب نشینی کرد.
the yellow-bellied marthas is a small, ground-dwelling bird found in chile.
چلاسبزرد مارتا یک پرنده کوچک زميننشين است که در شيلي يافت ميشود.
he accused his colleague of being yellow-bellied and lacking courage.
او همکارش را به ترس بودن و نداشتن شجاعت متهم کرد.
the yellow-bellied toad is a small amphibian with distinctive markings.
چلاسبزرد قورباغه یک دوزیستان کوچک با علائم متمایز است.
don't be yellow-bellied; stand up for what you believe in.
ترس به دل راه نده؛ برای آنچه به آن اعتقاد دارید ایستادگی کنید.
the yellow-bellied slider is a common freshwater turtle in north america.
چلاسبزرد اسلاید یک لاکپشت آب شیرین رایج در آمریکای شمالی است.
she didn't want to appear yellow-bellied during the negotiation process.
او نمیخواست در طول فرآیند مذاکره ترسیده به نظر برسد.
the yellow-bellied darter is a small fish found in clear, rocky streams.
چلاسبزرد دارتر یک ماهی کوچک است که در جریانهای صخرهای و زلال یافت میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید