youthfully

[ایالات متحده]/[ˈjuːθfəli]/
[بریتانیا]/[ˈjuːθfəli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شکل جوانانه؛ با انرژی و شور جوانی؛ به گونه‌ای که جوانی را نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

youthfully energetic

پرพลه و جوانمرد

youthfully glowing

چشمانی روشن و جوان

acting youthfully

رفتار جوانانه

youthfully defiant

جوان و چالش گر

youthfully optimistic

جوان و متفاؤت

youthfully curious

جوان و کنجکاو

youthfully free

جوان و آزاد

youthfully vibrant

جوان و پر انرژی

youthfully inspired

جوان و متحفظ

youthfully playful

جوان و بازیگوش

جملات نمونه

she danced youthfully, twirling across the floor with abandon.

او با انرژی جوانانه رقصید و با خوشحالی از روی زمین چرخید.

he approached the challenge youthfully, brimming with enthusiasm.

او با انگیزه جوانانه به چالش نزدیک شد و پر از شور و هیجان بود.

the children explored the forest youthfully, their laughter echoing through the trees.

کودکان به طور جوانانه جنگل را کاوش کردند و خنده‌های آن‌ها از بین درختان به گوش می‌رسید.

he tackled the project youthfully, eager to learn and contribute.

او به طور جوانانه به پروژه پرداخت و خوشحال از یادگیری و کمک کردن بود.

she approached her new role youthfully, full of optimism and energy.

او با انرژی جوانانه به نقش جدیدش نزدیک شد و پر از امید و انرژی بود.

the team worked youthfully, brainstorming ideas with youthful vigor.

تیم به طور جوانانه کار کرد و با انگیزه جوانانه ایده‌هایی را به میان می‌گذاشت.

he reacted youthfully to the news, initially disbelieving and then excited.

او به خبر با واکنش جوانانه پاسخ داد، ابتدا نادیده گرفته شد و سپس خوشحال شد.

she spoke youthfully about her dreams, with a passionate and unwavering belief.

او با باور جوانانه درباره رویاهاش صحبت کرد و با عشق و باوری ثابت.

the artist painted youthfully, using vibrant colors and bold strokes.

هنرمند به طور جوانانه نقاشی کرد و از رنگ‌های زنده و ضربات جسورانه استفاده کرد.

he argued youthfully for his cause, passionately defending his beliefs.

او با انگیزه جوانانه برای دفاع از باورهایش به طور شجاعانه می‌خواست.

she approached the problem youthfully, thinking outside the box.

او به طور جوانانه به مسئله نزدیک شد و به طور خارج از چارچوب فکر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید