juvenilely naive
سادهلوحانه نوجوانانه
juvenilely playful
بازيگوشانه نوجوانانه
juvenilely curious
با كنجكاوي نوجوانانه
juvenilely silly
خندهدار نوجوانانه
juvenilely reckless
بیاحتیاط نوجوانانه
juvenilely excited
هیجانزده نوجوانانه
juvenilely immature
غير بالغ نوجوانانه
juvenilely innocent
بیگناه نوجوانانه
juvenilely whimsical
دلانگیز نوجوانانه
juvenilely enthusiastic
اشتیاقمندانه نوجوانانه
he acted juvenilely during the meeting.
او در طول جلسه به شکل غیرمسئولانه رفتار کرد.
she juvenilely laughed at the serious situation.
او به شکل غیرجدی و کودکانه در مورد وضعیت جدی خندید.
the juvenilely playful behavior annoyed the adults.
رفتار بازیگوشانه و غیرمتعهدانه باعث آزردگی بزرگسالان شد.
they approached the problem juvenilely, without considering the consequences.
آنها به شکلی غیرمسئولانه و بدون در نظر گرفتن عواقب، به مشکل پرداختند.
his juvenilely simplistic view of life surprised everyone.
دیدگاه سادهانگارانه و کودکانه او نسبت به زندگی، همه را شگفتزده کرد.
she juvenilely insisted on having her way.
او به شکل غیرمنطقی و کودکانه اصرار داشت که کار خود را بکند.
they juvenilely teased their friend about the mistake.
آنها به شکل مسخره و کودکانه دوست خود را به خاطر اشتباهش اذیت کردند.
his response was juvenilely defensive.
پاسخ او به شکل غیرمنطقی و دفاعی بود.
she juvenilely dismissed the advice of her elders.
او به شکل غیرمحترمانه و کودکانه نصیحت بزرگان را نادیده گرفت.
the juvenilely impulsive decision led to unexpected problems.
تصمیم ناگهانی و غیرمحتاطانه منجر به بروز مشکلات پیشبینینشده شد.
juvenilely naive
سادهلوحانه نوجوانانه
juvenilely playful
بازيگوشانه نوجوانانه
juvenilely curious
با كنجكاوي نوجوانانه
juvenilely silly
خندهدار نوجوانانه
juvenilely reckless
بیاحتیاط نوجوانانه
juvenilely excited
هیجانزده نوجوانانه
juvenilely immature
غير بالغ نوجوانانه
juvenilely innocent
بیگناه نوجوانانه
juvenilely whimsical
دلانگیز نوجوانانه
juvenilely enthusiastic
اشتیاقمندانه نوجوانانه
he acted juvenilely during the meeting.
او در طول جلسه به شکل غیرمسئولانه رفتار کرد.
she juvenilely laughed at the serious situation.
او به شکل غیرجدی و کودکانه در مورد وضعیت جدی خندید.
the juvenilely playful behavior annoyed the adults.
رفتار بازیگوشانه و غیرمتعهدانه باعث آزردگی بزرگسالان شد.
they approached the problem juvenilely, without considering the consequences.
آنها به شکلی غیرمسئولانه و بدون در نظر گرفتن عواقب، به مشکل پرداختند.
his juvenilely simplistic view of life surprised everyone.
دیدگاه سادهانگارانه و کودکانه او نسبت به زندگی، همه را شگفتزده کرد.
she juvenilely insisted on having her way.
او به شکل غیرمنطقی و کودکانه اصرار داشت که کار خود را بکند.
they juvenilely teased their friend about the mistake.
آنها به شکل مسخره و کودکانه دوست خود را به خاطر اشتباهش اذیت کردند.
his response was juvenilely defensive.
پاسخ او به شکل غیرمنطقی و دفاعی بود.
she juvenilely dismissed the advice of her elders.
او به شکل غیرمحترمانه و کودکانه نصیحت بزرگان را نادیده گرفت.
the juvenilely impulsive decision led to unexpected problems.
تصمیم ناگهانی و غیرمحتاطانه منجر به بروز مشکلات پیشبینینشده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید