pioneer

[ایالات متحده]/ˌpaɪəˈnɪə(r)/
[بریتانیا]/ˌpaɪəˈnɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشگام; توسعه‌دهنده; پیش‌درآمد
vt. باز کردن; توسعه دادن; تأسیس کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلpioneered
صفت یا فعل حال استمراریpioneering
شکل سوم شخص مفردpioneers
زمان گذشتهpioneered
جمعpioneers

عبارات و ترکیب‌ها

young pioneer

پیشرو جوان

pioneer park

پارک پیشگام

pioneer plant

گیاه پیشگام

جملات نمونه

a pioneer in aviation.

یک پیشگام در هوافضا.

a pioneer of pragmatism.

یک پیشگام در عمل‌گرایی.

a pioneer of naval gunnery.

یک پیشگام توپخانه دریایی.

a pioneer treatment for cancer.

یک درمان پیشگامانه برای سرطان.

a famous pioneer of birth control.

یک پیشگام مشهور کنترل بارداری.

his pioneering work on consciousness.

کار پیشگامانه او در مورد آگاهی.

pioneered in development of the laser.

در توسعه لیزر پیشگامی کرد.

Pioneers settled the West.

پیشگامان غرب را استعمار کردند.

the pioneers' trail across the prairies.

مسیر پیشگامان در سراسر دشت‌ها.

pioneer in cancer research

پیشرو در تحقیقات سرطان

He is a pioneer in modern medical practice.

او یک پیشگام در طب مدرن است.

he pioneered the use of television in lessons.

او استفاده از تلویزیون در کلاس‌ها را پیشگامی کرد.

pioneering ventures into little-known waters.

ماجراجویی‌های پیشگامانه در آب‌های کمتر شناخته شده.

rockets that pioneered outer space.

موشک‌هایی که فضا را پیشگویی کردند.

surgeons who pioneered organ transplants.

جراحانی که پیوند اعضا را پیشگامی کردند.

Intrepid pioneers settled the American West.

پIONEERING افراد جسور در غرب آمریکا ساکن شدند.

نمونه‌های واقعی

He is a true pioneer in many ways.

او یک پیشگام واقعی به روش‌های مختلف است.

منبع: CNN Listening March 2013 Collection

Toyota was a pioneer in low emissions vehicles.

تویوتا یک پیشگام در زمینه خودروهای با آلایندگی کم بود.

منبع: Financial Times

Confucius, a pioneer in the field of education.

کنفوسیوس، یک پیشگام در زمینه آموزش.

منبع: Beijing Ren'ai Edition Junior High School English Ninth Grade Second Semester

The pioneer hotel, pioneer theater it's completely gone.

هتل پیشگام، تئاتر پیشگام، کاملاً از بین رفته است.

منبع: CNN 10 Student English August 2023 Compilation

Einstein was a pioneer in the field of nuclear physics.

اینشتین یک پیشگام در زمینه فیزیک هسته‌ای بود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

" I want to be a pioneer in content creating, " Tang said.

"من می‌خواهم یک پیشگام در زمینه تولید محتوا باشم،" تانگ گفت.

منبع: 21st Century English Newspaper

Prince pioneered what's known as the Minneapolis sound.

پرنس سبک مشهوری که به نام صدای مینیاپولیس شناخته می‌شود را پیشگامی کرد.

منبع: CNN Selected April 2016 Collection

Since the 1960s he has been a pioneer of “earth art”.

از دهه 1960 تاکنون، او یک پیشگام در زمینه هنر زمین بوده است.

منبع: The Economist - International

But he's not the photo pioneer you might have heard of.

اما او پیشگام عکاسی نیست که ممکن است در موردش شنیده باشید.

منبع: Vox opinion

Beiersdorf was also a pioneer in developing the sticking plaster and deodorizing soap.

بایرزدورف همچنین پیشگام توسعه چسب زخم و صابون ضد بو بود.

منبع: Introduction to International Brands in English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید