abstains

[ایالات متحده]/əbˈsteɪnz/
[بریتانیا]/əbˈstɛnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از چیزی، به ویژه الکل، خودداری می‌کند؛ دوری می‌کند؛؛ به یک پیشنهاد یا حرکت با عدم رأی‌گیری رأی منفی می‌دهد؛ از شرکت در رأی‌گیری خودداری می‌کند؛

عبارات و ترکیب‌ها

abstains from voting

خودداری از رای دادن

abstains from alcohol

خودداری از الکل

abstains during pregnancy

خودداری در دوران بارداری

abstains from caffeine

خودداری از کافئین

جملات نمونه

the candidate abstains from commenting on the controversy.

نامزد از اظهار نظر در مورد جنجال خودداری می‌کند.

she abstains from sugary drinks.

او از نوشیدنی‌های شیرین خودداری می‌کند.

he abstained from voting on the bill due to a conflict of interest.

او به دلیل تض conflict منافع از رای دادن در مورد لایحه خودداری کرد.

the judge abstains from expressing personal opinions.

قاضی از بیان نظرات شخصی خودداری می‌کند.

in this case, the jury member abstained from reaching a verdict.

در این مورد، یکی از اعضای هیئت منصفه از رسیدن به رأی خودداری کرد.

the athlete abstains from caffeine before competition.

ورزشکار قبل از مسابقه از کافئین خودداری می‌کند.

to maintain a healthy lifestyle, i abstain from smoking.

برای حفظ یک سبک زندگی سالم، من از سیگار کشیدن خودداری می‌کنم.

the committee abstained from making a decision on the proposal.

کمیته از تصمیم گیری در مورد پیشنهاد خودداری کرد.

he abstains from eating red meat for religious reasons.

او به دلایل مذهبی از خوردن گوشت قرمز خودداری می‌کند.

the politician abstained from voting on the controversial law.

سیاستمدار از رای دادن در مورد قانون بحث برانگیز خودداری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید