alcoves

[ایالات متحده]/ˈælkoʊvz/
[بریتانیا]/alˈkoʊvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرورفتگی یا اتاق کوچک در دیوار، که اغلب به عنوان فضای ذخیره‌سازی یا نشیمن استفاده می‌شود؛ یک منطقه پناه‌دار در باغ، که اغلب با سقف و طرف‌های باز است؛ یک مکان دورافتاده یا خصوصی.

جملات نمونه

the library had cozy alcoves perfect for reading.

کتابخانه دارای غرفه های دنج و مناسب برای مطالعه بود.

we carved out a small alcove in the garden for our plants.

ما یک غرفه کوچک در باغ برای گیاهان خود ایجاد کردیم.

sunlight streamed into the alcoves, illuminating the dust motes.

نور خورشید به غرفه ها می تابید و ذرات گرد و غبار را روشن می کرد.

the ancient temple featured intricately carved alcoves along its walls.

معبد باستانی دارای غرفه های حکاکی شده پیچیده در امتداد دیواران بود.

she curled up in a cozy alcove, lost in a good book.

او در یک غرفه دنج دراز کشید و در حال مطالعه یک کتاب خوب بود.

the architect designed the living room with built-in alcoves for storage.

معمار اتاق نشیمن را با غرفه های داخلی برای نگهداری طراحی کرد.

he found a quiet alcove in the bustling marketplace to escape the noise.

او یک غرفه آرام در بازار پرجنب و جوش پیدا کرد تا از سر و صدا فرار کند.

each alcove was adorned with tapestries and antique furniture.

هر غرفه با گلدان و مبلمان عتیقه تزئین شده بود.

the children played hide-and-seek among the alcoves in the library.

کودکان در بین غرفه های کتابخانه قایم موش بازی می کردند.

he used the alcove as a makeshift office, with his computer and files neatly arranged.

او از غرفه به عنوان یک دفتر کار موقت استفاده کرد، با کامپیوتر و فایل های مرتب.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید