alleviations

[ایالات متحده]/ˌælɪˈviːeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌæl.iːˈveɪ.ʃən.z/

ترجمه

n. کاهش شدت یا شدت چیزی؛ چیزی که درد یا ناراحتی را تسکین می‌دهد؛

عبارات و ترکیب‌ها

alleviations for pain

تسکین درد

implementing alleviations strategies

اجرای استراتژی‌های تسکین

جملات نمونه

the new policy brought about some much-needed alleviations in traffic congestion.

سیاست جدید باعث ایجاد برخی از کاهش‌های مورد نیاز در ترافیک شد.

exercise can provide alleviations from stress and anxiety.

ورزش می‌تواند کاهش‌دهنده استرس و اضطراب باشد.

music therapy can bring about alleviations in emotional distress.

درمان موسیقی می‌تواند باعث کاهش ناراحتی‌های عاطفی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید