amalgamate

[ایالات متحده]/əˈmælɡəmeɪt/
[بریتانیا]/əˈmælɡəmeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. ترکیب کردن (فلزات) از طریق آمیختن، متحد کردن، ادغام کردن، پیوستن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردamalgamates
صفت یا فعل حال استمراریamalgamating
قسمت سوم فعلamalgamated
زمان گذشتهamalgamated
جمعamalgamates

جملات نمونه

The two companies decided to amalgamate their resources.

دو شرکت تصمیم گرفتند منابع خود را با هم ترکیب کنند.

Cultures from different regions often amalgamate to create unique traditions.

فرهنگ‌های مناطق مختلف اغلب با هم ترکیب می‌شوند تا سنت‌های منحصر به فردی ایجاد کنند.

The chef likes to amalgamate different cooking styles to create innovative dishes.

سرآشپز دوست دارد سبک‌های آشپزی مختلف را با هم ترکیب کند تا غذاهای نوآورانه‌ای خلق کند.

The artist's work amalgamates elements of realism and surrealism.

آثار هنرمند ترکیبی از عناصر رئالیسم و سوررئالیسم است.

The new music genre amalgamates jazz and electronic music.

سبک موسیقی جدید ترکیبی از جاز و موسیقی الکترونیک است.

The designer's collection amalgamates vintage and modern fashion trends.

کلکسیون طراح ترکیبی از مد و فشن سنتی و مدرن است.

In a melting pot society, cultures amalgamate to form a diverse community.

در یک جامعه ذوب‌شده، فرهنگ‌ها با هم ترکیب می‌شوند تا یک جامعه متنوع را شکل دهند.

The merger will amalgamate the strengths of both companies.

ادغام، نقاط قوت هر دو شرکت را با هم ترکیب خواهد کرد.

The novel amalgamates elements of romance and mystery.

رمان ترکیبی از عناصر رمانتیک و معمایی است.

The recipe amalgamates traditional ingredients with a modern twist.

دستور غذا ترکیبی از مواد اولیه سنتی با یک پیچش مدرن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید