amber-colored

[ایالات متحده]/[ˈæmbərˌkʌlərd]/
[بریتانیا]/[ˈæmbərˌkʌlərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن رنگی شبیه عسلی؛ زرد طلایی تا قهوه‌ای مایل به قرمز؛ مشابه با رنگ عسلی.

عبارات و ترکیب‌ها

amber-colored light

نور کهربایی رنگ

amber-colored beer

بیره کهربایی رنگ

amber-colored wine

شراب کهربایی رنگ

amber-colored eyes

چشمان کهربایی رنگ

amber-colored glow

تابش کهربایی رنگ

amber-colored liquid

مایع کهربایی رنگ

amber-colored glass

شیشه کهربایی رنگ

amber-colored sunset

غروب خورشید کهربایی رنگ

amber-colored fields

زمین‌های کهربایی رنگ

amber-colored hue

رنگ کهربایی

جملات نمونه

the antique bottle had an amber-colored glass.

بطری آنتیک دارای شیشه ای به رنگ عسلی بود.

sunlight filtered through the amber-colored leaves of the maple tree.

نور خورشید از میان برگ های عسلی درخت افرا عبور می کرد.

she wore an amber-colored pendant around her neck.

او یک آویز عسلی به دور گردنش انداخت.

the whiskey had a rich, amber-colored hue.

ویسکی دارای رنگدانه ای غنی و عسلی بود.

the lake reflected the sky in an amber-colored glow at sunset.

درغروب، دریاچه آسمان را با درخششی عسلی منعکس می کرد.

he collected amber-colored sea glass along the beach.

او شیشه دریایی عسلی را در امتداد ساحل جمع آوری کرد.

the beer poured with a beautiful amber-colored froth.

بียร์ با کف عسلی زیبا سرو شد.

the room was lit by the warm, amber-colored light of the lamps.

اتاق با نور گرم و عسلی چراغ ها روشن شد.

the honey had a lovely amber-colored consistency.

عسل دارای بافتی دلپذیر و عسلی بود.

the artist used amber-colored paints to create a sunset scene.

هنرمند از رنگ های عسلی برای ایجاد صحنه غروب استفاده کرد.

the fossilized resin was a stunning amber-colored stone.

صمغ فسیلی یک سنگ عسلی خیره کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید