anaesthetizes

[ایالات متحده]/ˌænəˈsiːθaɪz/
[بریتانیا]/ˌænəˈθiːˌtaɪz/

ترجمه

v برای بیهوش کردن کسی با استفاده از داروها، به ویژه در طول عمل یا روش پزشکی؛ برای بی‌حس کردن یا کاهش (احساس یا حس)

جملات نمونه

the surgeon anaesthetizes the patient before the operation.

جراح قبل از عمل، بیمار را بیهوش می‌کند.

the dentist anaesthetizes the gums to prevent pain during treatment.

دندانپزشک برای جلوگیری از درد در طول درمان، لثه‌ها را بیهوش می‌کند.

general anaesthesia anaesthetizes the entire body.

بیهوشی عمومی کل بدن را بیهوش می‌کند.

local anaesthesia only anaesthetizes a small area of the body.

بیهوشی موضعی فقط یک ناحیه کوچک از بدن را بیهوش می‌کند.

the drug quickly anaesthetizes the patient, allowing for a smooth surgery.

این دارو به سرعت بیمار را بیهوش می‌کند و به این ترتیب امکان انجام یک عمل جراحی بدون مشکل فراهم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید