constant annoyers
نوعی از مزاحمین
annoyers beware
مzاحمین با حواس باشید
dealing with annoyers
تعامل با مزاحمین
annoying annoyers
مزاحمین مزاحم
those annoyers
این مزاحمین
annoyers unite!
مزاحمین یکی شوید!
ignoring annoyers
تجاهل مزاحمین
annoyers everywhere
مزاحمین در هر جا
hating annoyers
نفرت از مزاحمین
annoyers' antics
کارهای مزاحم مزاحمین
constant complainers are such annoyers; they drain all the energy from the room.
شکایتکنندگان دائمی چنین ناراحتکنندههایی هستند؛ آنها تمام انرژی اتاق را خالی میکنند.
dealing with those persistent annoyers on social media can be exhausting.
درگیر شدن با این ناراحتکنندههای پایدار در رسانههای اجتماعی میتواند خستهکننده باشد.
the biggest annoyers at the meeting were the people who kept interrupting.
بزرگترین ناراحتکنندههای جلسه افرادی بودند که به طور مداوم قطع میکردند.
we tried to ignore the annoyers and focus on the task at hand.
ما سعی کردیم ناراحتکنندهها را نادیده گیریم و روی کار در دست باشیم.
he's surrounded by annoyers who constantly seek attention.
او توسط ناراحتکنندههایی احاطه شده است که به طور مداوم به دنبال توجه هستند.
the loud talkers and phone users are major annoyers on the bus.
گویندگان بلند و کاربران تلفن در اتوبوس ناراحتکنندههای اصلی هستند.
i'm so tired of these passive-aggressive annoyers; just be direct!
من خستهام از این ناراحتکنندههای غیبتگرای؛ فقط مستقیم باش!
the constant buzzing of the fluorescent lights were major annoyers.
تکانهای مداوم نور فلورسنتها ناراحتکنندههای اصلی بودند.
these keyboard annoyers hide behind anonymity to spread negativity.
این ناراحتکنندههای کیبورد در پشت ناشناسی پنهان میشوند تا منفیت را پخش کنند.
the office politics and petty annoyers made him want to quit his job.
سیاستهای دفتر و ناراحتکنندههای کوچک باعث شد که او خواستار ترک کار شود.
we blocked the phone numbers of those persistent annoyers.
ما شمارههای تلفن این ناراحتکنندههای پایدار را مسدود کردیم.
constant annoyers
نوعی از مزاحمین
annoyers beware
مzاحمین با حواس باشید
dealing with annoyers
تعامل با مزاحمین
annoying annoyers
مزاحمین مزاحم
those annoyers
این مزاحمین
annoyers unite!
مزاحمین یکی شوید!
ignoring annoyers
تجاهل مزاحمین
annoyers everywhere
مزاحمین در هر جا
hating annoyers
نفرت از مزاحمین
annoyers' antics
کارهای مزاحم مزاحمین
constant complainers are such annoyers; they drain all the energy from the room.
شکایتکنندگان دائمی چنین ناراحتکنندههایی هستند؛ آنها تمام انرژی اتاق را خالی میکنند.
dealing with those persistent annoyers on social media can be exhausting.
درگیر شدن با این ناراحتکنندههای پایدار در رسانههای اجتماعی میتواند خستهکننده باشد.
the biggest annoyers at the meeting were the people who kept interrupting.
بزرگترین ناراحتکنندههای جلسه افرادی بودند که به طور مداوم قطع میکردند.
we tried to ignore the annoyers and focus on the task at hand.
ما سعی کردیم ناراحتکنندهها را نادیده گیریم و روی کار در دست باشیم.
he's surrounded by annoyers who constantly seek attention.
او توسط ناراحتکنندههایی احاطه شده است که به طور مداوم به دنبال توجه هستند.
the loud talkers and phone users are major annoyers on the bus.
گویندگان بلند و کاربران تلفن در اتوبوس ناراحتکنندههای اصلی هستند.
i'm so tired of these passive-aggressive annoyers; just be direct!
من خستهام از این ناراحتکنندههای غیبتگرای؛ فقط مستقیم باش!
the constant buzzing of the fluorescent lights were major annoyers.
تکانهای مداوم نور فلورسنتها ناراحتکنندههای اصلی بودند.
these keyboard annoyers hide behind anonymity to spread negativity.
این ناراحتکنندههای کیبورد در پشت ناشناسی پنهان میشوند تا منفیت را پخش کنند.
the office politics and petty annoyers made him want to quit his job.
سیاستهای دفتر و ناراحتکنندههای کوچک باعث شد که او خواستار ترک کار شود.
we blocked the phone numbers of those persistent annoyers.
ما شمارههای تلفن این ناراحتکنندههای پایدار را مسدود کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید