irritants

[ایالات متحده]/ˈɪrɪtənts/
[بریتانیا]/ˈɪrɪtənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد که باعث تحریک می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

skin irritants

تحریک‌کننده‌های پوستی

environmental irritants

تحریک‌کننده‌های محیطی

common irritants

تحریک‌کننده‌های رایج

allergic irritants

تحریک‌کننده‌های آلرژیک

chemical irritants

تحریک‌کننده‌های شیمیایی

airborne irritants

تحریک‌کننده‌های هوایی

irritants exposure

قرار گرفتن در معرض تحریک‌کننده‌ها

irritants reactions

واکنش‌های به تحریک‌کننده‌ها

irritants management

مدیریت تحریک‌کننده‌ها

irritants control

کنترل تحریک‌کننده‌ها

جملات نمونه

allergens can be irritants that cause discomfort.

مواد حساس‌کننده می‌توانند محرک‌هایی باشند که باعث ناراحتی شوند.

stress is one of the main irritants in our daily lives.

استرس یکی از محرک‌های اصلی در زندگی روزمره ما است.

certain fabrics can be irritants to sensitive skin.

برخی از پارچه‌ها می‌توانند برای پوست‌های حساس، محرک باشند.

environmental irritants can worsen asthma symptoms.

محرک‌های محیطی می‌توانند علائم آسم را تشدید کنند.

some chemicals in cleaning products are known irritants.

برخی از مواد شیمیایی موجود در محصولات شوینده، محرک شناخته شده هستند.

dust and pollen are common irritants for allergy sufferers.

گرد و غبار و گرده گل، محرک‌های رایجی برای افراد مبتلا به آلرژی هستند.

smoking introduces various irritants into the lungs.

کشیدن سیگار، محرک‌های مختلفی را وارد ریه‌ها می‌کند.

many people find loud noises to be irritants.

بسیاری از افراد سر و صدای بلند را آزاردهنده می‌دانند.

skin care products should be free of irritants.

محصولات مراقبت از پوست باید عاری از محرک‌ها باشند.

identifying irritants can help in managing allergies.

شناسایی محرک‌ها می‌تواند به مدیریت آلرژی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید