anti-revolutionary

[ایالات متحده]/[ˈæntiːˌrevəˈluːʃənəri]/
[بریتانیا]/[ˈæntiˌrevəˈluːʃənˌɛəri]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با انقلاب یا تغییرات انقلابی مخالف است؛ (تاریخی) برچسبی که توسط حزب کمونیست چین برای توصیف مخالفان سیاسی و کسانی که به عنوان دشمنان دولت تلقی می‌شدند، به ویژه در طول انقلاب فرهنگی استفاده می‌شد.
adj. مخالف انقلاب یا تغییرات انقلابی.

عبارات و ترکیب‌ها

anti-revolutionary forces

نیروهای ضد انقلاب

being anti-revolutionary

ضد انقلاب بودن

anti-revolutionary activities

فعالیت‌های ضد انقلابی

labeling anti-revolutionary

برچسب زدن به عنوان ضد انقلاب

was anti-revolutionary

ضد انقلاب بود

anti-revolutionary stance

موضع ضد انقلابی

anti-revolutionary measures

اقدامات ضد انقلابی

condemning anti-revolutionary

محکوم کردن ضد انقلاب

anti-revolutionary ideology

ایدئولوژی ضد انقلابی

جملات نمونه

the government labeled the group as anti-revolutionary and banned their activities.

دولت این گروه را به‌عنوان ضد انقلاب برچسب زد و فعالیت‌های آن‌ها را ممنوع کرد.

he was purged from the party for being deemed anti-revolutionary.

او به دلیل برچسب خوردن به‌عنوان ضد انقلاب از حزب اخراج شد.

the regime actively suppressed any anti-revolutionary sentiment.

رژیم به‌طور فعالانه هرگونه احساسات ضد انقلابی را سرکوب می‌کرد.

accusations of being anti-revolutionary were often used to silence dissent.

اتهام ضد انقلابی بودن اغلب برای خاموش کردن مخالفان استفاده می‌شد.

the leader warned against the dangers of anti-revolutionary forces.

رهبر هشدار داد در مورد خطرات نیروهای ضد انقلابی.

the historical narrative portrayed the opposition as anti-revolutionary.

داستان تاریخی مخالفان را به‌عنوان ضد انقلاب به تصویر می‌کشید.

the court found him guilty of anti-revolutionary propaganda.

دادگاه او را گناهکار تبلیغات ضد انقلابی تشخیص داد.

the party sought to eliminate all traces of anti-revolutionary thought.

حزب به دنبال حذف هرگونه ردی از تفکرات ضد انقلابی بود.

the new policies were designed to counter anti-revolutionary influences.

این سیاست‌های جدید برای مقابله با نفوذ ضد انقلابی طراحی شده‌اند.

he risked his life exposing the anti-revolutionary plot.

او جان خود را به خطر انداخت تا طرح ضد انقلابی را افشا کند.

the authorities launched a campaign against suspected anti-revolutionary elements.

مقامات کمپینی را علیه عناصر مشکوک ضد انقلابی آغاز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید