antidotes

[ایالات متحده]/ˈæn.tɪˌdoʊts/
[بریتانیا]/ˈæn.t̬i.doʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد که اثرات یک سم یا دارو را خنثی می‌کنند؛ اقداماتی که برای مقابله با یک وضعیت یا تأثیر نامطلوب انجام می‌شود؛ عواملی که مواد یا اثرات مضر را خنثی یا از بین می‌برند

عبارات و ترکیب‌ها

antidotes for negativity

واکسن‌ها یا درمان‌های منفی‌زدایی

provide effective antidotes

ارائه واکسن‌ها یا درمان‌های مؤثر

جملات نمونه

scientists are working hard to develop new antidotes for deadly diseases.

دانشمندان سخت در تلاش هستند تا آنتی‌دوت‌های جدیدی برای بیماری‌های کشنده توسعه دهند.

there is no known antidote for this particular poison.

هیچ آنتی‌دوت شناخته شده‌ای برای این سم خاص وجود ندارد.

the doctor administered the antidote intravenously.

پزشک آنتی‌دوت را به صورت داخل وریدی تجویز کرد.

antidotes can be found in various forms, such as pills or injections.

می‌توان آنتی‌دوت‌ها را در اشکال مختلف، مانند قرص یا تزریق، یافت.

he sought an antidote for the curse that plagued him.

او به دنبال یک آنتی‌دوت برای نفرینی بود که او را آزار می‌داد.

the discovery of new antidotes is a crucial step in combating infectious diseases.

کشف آنتی‌دوت‌های جدید یک گام حیاتی در مبارزه با بیماری‌های عفونی است.

antidotes are often used as a last resort when other treatments fail.

آنتی‌دوت‌ها اغلب به عنوان آخرین راه حل زمانی که سایر درمان‌ها شکست می‌خورند، استفاده می‌شوند.

the antidote neutralized the venom, saving her life.

آنتی‌دوت سم را خنثی کرد و جان او را نجات داد.

researchers are constantly exploring new ways to create effective antidotes.

محققان به طور مداوم در حال بررسی راه‌های جدید برای ایجاد آنتی‌دوت‌های مؤثر هستند.

the antidote was administered quickly, preventing further harm.

آنتی‌دوت به سرعت تجویز شد و از آسیب بیشتر جلوگیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید