askewness

[ایالات متحده]/[ˈæskuːnəs]/
[بریتانیا]/[ˈæskuːnəs]/

ترجمه

n. وضعیت اشکال گرفتن؛ پرتاپی؛ عدم تقارن؛ انحراف از معمول یا انتظار.

عبارات و ترکیب‌ها

askewness of view

چولگی دید

perceived askewness

چولگی درک شده

inherent askewness

چولگی ذاتی

avoiding askewness

پرهیز از چولگی

analyzing askewness

تحلیل چولگی

reducing askewness

کاهش چولگی

assessing askewness

ارزیابی چولگی

sources of askewness

منابع چولگی

degree of askewness

میزان چولگی

potential askewness

چولگی پتانسیل

جملات نمونه

the data exhibited a significant askewness to the right.

داده‌ها یک توزیع چولگی معنی‌دار به سمت راست نشان می‌دادند.

we investigated the askewness in the distribution of test scores.

ما چولگی در توزیع نمرات آزمون را بررسی کردیم.

the positive askewness suggested a long tail on the right side.

چولگی مثبت یک دم‌چین طولانی به سمت راست را نشان می‌داد.

correcting for askewness improved the model's predictive power.

اصلاح چولگی قدرت پیش‌بینی مدل را افزایش داد.

the askewness of the income distribution was a major concern.

چولگی توزیع درآمد یک نگرانی اصلی بود.

we used a transformation to reduce the askewness of the variable.

ما یک تبدیل را برای کاهش چولگی متغیر استفاده کردیم.

the presence of askewness violated the normality assumption.

وجود چولگی فرض نرمال بودن را نقض می‌کرد.

calculate the askewness coefficient to quantify the data's shape.

ضریب چولگی را محاسبه کنید تا شکل داده‌ها را کمی سنجید.

a symmetrical distribution has zero askewness.

یک توزیع متقارن دارای چولگی صفر است.

the askewness of the data impacted the statistical analysis.

چولگی داده‌ها تحلیل آماری را تحت تأثیر قرار داد.

we assessed the askewness using a histogram.

ما چولگی را با استفاده از یک هیستوگرام ارزیابی کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید