concurs

[ایالات متحده]/[ˈkɒŋkə(ː)rz]/
[بریتانیا]/[ˈkɒŋˌkɝrz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رویداد یا وضعیت که در آن افراد با یکدیگر رقابت می‌کنند؛ توافق یا هم‌نظری نظر
v. رقابت کردن؛ توافق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

concurs with

موافقت می‌کند با

concurs strongly

به طور قاطع موافقت می‌کند

concurs entirely

کاملاً موافقت می‌کند

concurred with

با آن موافقت کرد

concurring opinions

نظرات موافق

concurs readily

به راحتی موافقت می‌کند

concurs now

هم‌اکنون موافقت می‌کند

concurs often

اغلب موافقت می‌کند

concurs rarely

کم‌کم موافقت می‌کند

concurs always

همیشه موافقت می‌کند

جملات نمونه

the candidates all concur on the need for education reform.

کاندیداها همگی در مورد ضرورت اصلاح آموزشی موافقت دارند.

i concur with your assessment of the situation.

من با ارزیابی شما در مورد این وضعیت موافقم.

do you concur that this is the best course of action?

آیا با این که این بهترین راهکار است موافقت دارید؟

the board members concur with the ceo’s proposal.

اعضای هیئت رئیسه با پیشنهاد مدیرعامل موافقت دارند.

we concur with the findings of the independent report.

ما با یافته‌های گزارش مستقل موافقت داریم.

the witnesses concur on the suspect’s description.

گواهان در توصیف مشکوک موافقت دارند.

i concur that further investigation is necessary.

من با اینکه تحقیقات بیشتری ضروری است موافقم.

they concur in their belief that change is essential.

آنها در باور خود که تغییر ضروری است موافقت دارند.

the experts concur on the potential risks involved.

متخصصان در مورد خطرات احتمالی موافقت دارند.

the committee members concur on the budget allocation.

اعضای کمیته در مورد تخصیص بودجه موافقت دارند.

i concur with the sentiment expressed in the letter.

من با دیدگاهی که در نامه بیان شده است موافقم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید