astrally

[ایالات متحده]/ˈæstrəli/
[بریتانیا]/ˈæstrəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ی آسمانی؛ مربوط به صفحه آسمانی یا ستارگان

عبارات و ترکیب‌ها

astrally projected

به صورت فضایی تصویر شده

astrally projecting

به صورت فضایی تصویر می کند

astrally connected

به صورت فضایی متصل

astrally aware

به صورت فضایی آگاه

astrally traveling

به صورت فضایی سفر می کند

astrally inclined

به صورت فضایی گرایش دارد

astrally bound

به صورت فضایی محدود

astrally perceived

به صورت فضایی درک شده

astrally influenced

به صورت فضایی تحت تاثیر

astrally attuned

به صورت فضایی هماهنگ

جملات نمونه

she reported being astrally projected during her meditation session.

او گزارش داد که در طول جلسه مدیتیشن خود، به طور فرازمینی تصویربرداری کرده است.

some people are naturally astrally inclined and can leave their bodies at will.

برخی از افراد به طور طبیعی به طور فرازمینی گرایش دارند و می‌توانند به میل خود بدن خود را ترک کنند.

the healer was astrally aware of the patient's emotional trauma.

درمانگر از آسیب عاطفی بیمار به طور فرازمینی آگاه بود.

ancient cultures practiced astrally traveling to gain spiritual knowledge.

فرهنگ‌های باستانی برای کسب دانش معنوی، به طور فرازمینی سفر می‌کردند.

he claimed to astrally connect with beings from other dimensions.

او ادعا کرد که با موجوداتی از ابعاد دیگر به طور فرازمینی ارتباط برقرار کرده است.

children are often more astrally sensitive than adults.

کودکان اغلب بیشتر از بزرگسالان به طور فرازمینی حساس هستند.

she claimed to astrally perceive events happening miles away.

او ادعا کرد که وقایعی که مایل‌ها دورتر اتفاق می‌افتند را به طور فرازمینی درک می‌کند.

mystics have long sought to become astrally attuned to higher realms.

عرفا مدت طولانی است که به دنبال هماهنگی فرازمینی با قلمروهای بالاتر بوده‌اند.

after years of practice, she became astrally oriented toward the metaphysical.

پس از سال‌ها تمرین، او به طور فرازمینی به سمت متافیزیک گرایش پیدا کرد.

the shaman entered a trance to astrally focus on the healing ritual.

شمن برای تمرکز فرازمینی بر آیین شفا وارد حالت نشه شد.

modern life can leave us feeling astrally disconnected from our spiritual nature.

زندگی مدرن می‌تواند باعث شود ما احساس کنیم که از طبیعت معنوی خود به طور فرازمینی جدا شده‌ایم.

some traditions believe certain souls are astrally evolved beyond ordinary humans.

برخی از سنت‌ها معتقدند که ارواح خاصی فراتر از انسان‌های معمولی به طور فرازمینی تکامل یافته‌اند.

it is said that spiritually gifted individuals can astrally project their consciousness.

گفته می‌شود که افراد با استعداد معنوی می‌توانند آگاهی خود را به طور فرازمینی تصویربرداری کنند.

the astral practitioner remained astrally open to receiving cosmic guidance.

عملگر فرازمینی برای دریافت راهنمایی کیهانی به طور فرازمینی باز ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید