attractants

[ایالات متحده]/[əˈtræktənts]/
[بریتانیا]/[əˈtræktənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که افراد یا حیوانات را جذب می‌کنند؛ ماده‌ای که برای جذب حشرات یا حیوانات استفاده می‌شود؛ عواملی که افراد را به یک مکان یا فعالیت جذب می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

attractants market

بازار جاذب‌ها

attractant species

گونه‌های جاذب

attractants used

جاذب‌های مورد استفاده

attractant effect

اثر جاذب

attractants identified

جاذب‌های شناسایی شده

attractants released

جاذب‌های آزاد شده

attractant source

منبع جاذب

attractants presence

حضور جاذب‌ها

attractants research

تحقیقات جاذب‌ها

attractants testing

آزمایش جاذب‌ها

جملات نمونه

the company used various attractants to lure customers to their new store.

شرکت از عوامل جاذبه مختلف برای جذب مشتریان به فروشگاه جدید خود استفاده کرد.

floral attractants are often used in gardens to attract pollinators like bees.

عوامل جاذبه گلدار اغلب در باغ‌ها برای جذب گرده‌افشان مانند زنبورها استفاده می‌شوند.

pest control often involves identifying and removing food attractants from the area.

کنترل آفات اغلب شامل شناسایی و حذف عوامل جاذبه غذا از منطقه می‌شود.

the fishing bait acted as an effective attractant for the trout in the river.

طعمه ماهی به عنوان یک عامل جاذبه موثر برای ماهی‌های قزل‌آلا در رودخانه عمل کرد.

marketing campaigns often rely on strong visual attractants to grab attention.

کمپین‌های بازاریابی اغلب به عوامل جاذبه بصری قوی برای جلب توجه متکی هستند.

wildlife researchers use scent attractants to study animal behavior in the forest.

محققان حیات وحش از عوامل جاذبه بو برای مطالعه رفتار حیوانات در جنگل استفاده می‌کنند.

the bright colors of the packaging served as a key attractant for young children.

رنگ‌های روشن بسته‌بندی به عنوان یک عامل جاذبه کلیدی برای کودکان خردسال عمل کرد.

understanding what attractants moths find appealing can help control infestations.

درک اینکه حشرات شب‌پرنده چه عواملی را جذاب می‌دانند می‌تواند به کنترل آفت‌ها کمک کند.

the new product's unique features were a major attractant for early adopters.

ویژگی‌های منحصر به فرد محصول جدید یک عامل جاذبه بزرگ برای پذیرندگان اولیه بود.

sugar is a powerful attractant for ants, so keep food properly stored.

شکر یک عامل جاذبه قوی برای مورچه‌ها است، بنابراین غذا را به درستی نگهداری کنید.

the museum exhibit included interactive attractants to engage visitors of all ages.

نمایشگاه موزه شامل عوامل جاذبه تعاملی برای جذب بازدیدکنندگان در تمام سنین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید