Please awaken me at six.
لطفاً من را ساعت شش بیدار کنید.
awaken to the necessity of...
بیدار شدن در برابر ضرورت...
Anna was awakened by the telephone.
آنا توسط تلفن از خواب بیدار شد.
a howl that awakened the whole camp.
غرشی که کل اردوگاه را بیدار کرد.
I was awakened by their shouts.
من با فریادهای آنها بیدار شدم.
awaken to new challenges
بیدار شدن برای چالشهای جدید
awaken sb.’s to a sense of duty
بیدار کردن کسی نسبت به حس وظیفه
People are gradually awakening to their rights.
مردم به تدریج نسبت به حقوق خود هوشیار میشوند.
He was rudely awakened by the sound of drilling.
او به طور ناگهانی با صدای سوراخکاری از خواب بیدار شد.
The tumult in the streets awakened everyone in the house.
آشوب در خیابانها باعث بیدار شدن همه در خانه شد.
the film helped to awaken many to the horrors of apartheid.
فیلم به بیدار کردن بسیاری از وحشت های آپارتاید کمک کرد.
the war came as a rude awakening to the hardships of life.
جنگ به عنوان یک بیداری ناخوشایند برای سختی های زندگی ظاهر شد.
the war came as a very rude awakening .
جنگ به عنوان یک بیداری بسیار ناخوشایند ظاهر شد.
they were awakened by screams for help.
آنها با فریادهای خواهش برای کمک از خواب بیدار شدند.
The scene awakens reminiscences of my youth .
صحنه خاطرات جوانی من را زنده میکند.
the yearnings for romance and adventure that are awakened by spring.
اشتیاق به عشق و ماجراجویی که با رسیدن بهار بیدار میشود.
His suspicions were awakened.
شک و تردیدهای او برانگیخته شد.
Please awaken me at six.
لطفاً من را ساعت شش بیدار کنید.
awaken to the necessity of...
بیدار شدن در برابر ضرورت...
Anna was awakened by the telephone.
آنا توسط تلفن از خواب بیدار شد.
a howl that awakened the whole camp.
غرشی که کل اردوگاه را بیدار کرد.
I was awakened by their shouts.
من با فریادهای آنها بیدار شدم.
awaken to new challenges
بیدار شدن برای چالشهای جدید
awaken sb.’s to a sense of duty
بیدار کردن کسی نسبت به حس وظیفه
People are gradually awakening to their rights.
مردم به تدریج نسبت به حقوق خود هوشیار میشوند.
He was rudely awakened by the sound of drilling.
او به طور ناگهانی با صدای سوراخکاری از خواب بیدار شد.
The tumult in the streets awakened everyone in the house.
آشوب در خیابانها باعث بیدار شدن همه در خانه شد.
the film helped to awaken many to the horrors of apartheid.
فیلم به بیدار کردن بسیاری از وحشت های آپارتاید کمک کرد.
the war came as a rude awakening to the hardships of life.
جنگ به عنوان یک بیداری ناخوشایند برای سختی های زندگی ظاهر شد.
the war came as a very rude awakening .
جنگ به عنوان یک بیداری بسیار ناخوشایند ظاهر شد.
they were awakened by screams for help.
آنها با فریادهای خواهش برای کمک از خواب بیدار شدند.
The scene awakens reminiscences of my youth .
صحنه خاطرات جوانی من را زنده میکند.
the yearnings for romance and adventure that are awakened by spring.
اشتیاق به عشق و ماجراجویی که با رسیدن بهار بیدار میشود.
His suspicions were awakened.
شک و تردیدهای او برانگیخته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید